است ، زنده ناميدن وى سزاوارتر است .
عقائد معتزله
از شرح لامية العجم نقل شدهاست . معتزله بخشى از مسلمانان هستند كه به امورى معتقدند از جمله : امور نيك از خدا و امور بد از انسان است . بر خدا واجب است كه آنچه به صلاح بندگان است ، انجام دهد قرآن مخلوق و بوجود آمدهاست نه اينكه قديم باشد . خدا در قيامت ديده نمىشود . اگر مؤمنى مرتكب گناه كبيره چون فحشا و يا نوشيدن شراب شود ، نه مؤمن است و نه كافر بلكه بين اين دو گروه است . هركس داخل آتش شود ، از آن خارج نمىگردد . ايمان عبارت است از گفتار ، كردار و اعتقاد . اعجاز قرآن در اين است كه خداوند مردم را از آوردن قرآن منصرف كردهاست نه اينكه قرآن فى حدنفسه معجزه باشد و اينكه معدوم چيزى موجود است . و نيز اينكه خوبى و بدى هر چيزى عقلى است . خدا زنده به ذات خود است نه به حيات و نيز خدا به ذات خود عالم است نه به علم و به ذات خود قادر است نه به قدرت .
مَثل
تفتازانى مىگويد : چون « مثل » غرابتى دارد آن را براى حال يا صفت يا حكايت عجيبى ، استعاره مىآورند .
خدا مىفرمايد :
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً . . .
« 1 » مثل در اينجا به معناى حال است . نيز فرمودهاست :
. . . وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى . . .
« 2 » ، و نيز مانند :
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ . . .
« 3 » يعنى قصه عجيب بهشت چنين و چنان است .
بحث ادبى
در آيه
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ
« 4 » ، كسى فى بيوتٍ را به رفع ( فى بيوتٌ ) مىخواند يكى به او معترض شد . در پاسخش گفت : وقتى خدا مىگويد بيتى كه خدا اجازه داده كه رفيع شود ، تو چرا جر مىدهى ؟
هامش
( 1 ) - بقره ، 17 .
( 2 ) - روم ، 27 .
( 3 ) - رعد ، 35 .
( 4 ) - نور ، 36 .