شود .
تاريخ فتوحات ، بدن
نيشابورى در تفسير آيه
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ . . .
« 1 »
،
كه در سوره حم سجده آمدهاست ، برخى از فتوحات اسلامى از زمان معاويه تا آلب الارسلان و خاصه جنگ آلب الارسلان با قيصر روم را بحث كردهاست و سپس وارد بحث از بدن انسان شده و آن را چون شهر آبادى دانسته كه هر مايحتاجى در آن پيدا شود .
فقر
همچنين نيشابورى در ذيل آيه
وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً . . .
« 2 » ، حكايتهايى از تجملات خلفاى عباسى و نيز زندگى فقيرانه برخى عابدان را مطرح كردهاست . سپس مىگويد : اين آيه اعتذار خدا نسبت به اولياء خود است . يعنى كه اگر دنيا را به آنان نداده براى بىاعتبارى دنيا بودهاست ولى نعمتهاى آخرت را كه جاويدان است به آنان عطا كردهاست .
حدوث و قدم كلام
علماء ، در اينكه آيا كلام خدا قديم يا حادث است با قياس شكل اول به دو نتيجه مخالف رسيدهاند ؛ كلام صفت خداست ، هر صفت خدا قديم است پس كلام هم قديم است . كلام مترتب الاجزاء است . هر مترتب الاجزايى حادث است ، پس كلام حادث است . گروههاى اسلامى هر كدام در اين باره به بحث و بررسى پرداختهاند و اما تحقيق مطلب : كلام بر دو معنى است ، كلام نفسى و كلام لسانى . كلام لسانى دو حالت دارد ، تكلم بالفعل و تكلم بالقوه ؛ اين عناوين را با ضد آنها مىشناسيم . مثلًا نسيان ضد كلام نفسى است و سكوت ضد كلام لسانى است و لالى ضد كلام فعلى است .
معنى نيز دو مفهوم دارد ، مدلول لفظ و چيزى قائم به غير . اينكه اشعرى مىگويد مراد از كلام ، كلام نفسى است ، از اين سخن ، اشعريان اين گونه برداشت كردهاند كه مراد مدلول لفظ است . آنان قائل به حدوث الفاظ شدهاند و البته اين عقيده مستلزم لوازم فاسدهى زيادى است از جمله اينكه انكار كلام قرآنى خدا ، كافر نيست با اينكه قرآن ضرورتا كلام خداست .
هامش
( 1 ) - فصلت ، 53 .
( 2 ) - زخرف ، 33 .