تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥

نگاه ناروا

نگاه ناروا ، زناى چشم است .

صدقه و صله

صدقه با خويشان هم صدقه است و هم صله رحم .

شكر و صبر

ايمان بر دو بخش است ، بخشى شكر نعمت است و قسمى صبر .
صدف وار بايد زبان در كشيدن * كه وقتى كه حاجت بود در چكانى
عطار
اصمعى مىرفت در راهى سوار * ديد كناسى شده مشغول كار نفس را مىگفت اى نفس نفيس * كردمت آزاد از كارى خسيس هم ترا دائم گرامى داشتم * هم براى نيكنامى داشتم اصمعى گفتش كه بارى اين مگو * اين سخن با وى تو اى مسكين مگو چون تو هستى در نجاست كارگر * هين چه باشد در جهان زين خوارتر گفت آنكو خلق را خدمت كند * كار من صد ره ازو بهتر بود

همت شاهانه

شهريارى بر دربارى غضب كرد ، وزير هم فوراً نام او را از ديوان حقوق انداخت . شاه گفت : نام او را حذف نكن كه خشم من با همت شاهانه‌ام منافات ندارد .

كفران نعمت

از شخصى صوفى پرسيدند : چرا خدا خود را خيرالرازقين ناميده‌است ؟ گفت : چون هركه نعمت او را كفران كند ، قطع نمىكند .

رد درخواست

كسى نامه‌اى به دوستش نوشت و از او تقاضاى چيزى كرد ، رفيقش نوشت : دستم تهى است تا جايى كه يك پيمانه گندم هم ندارم . رفيقش در پشت همان نامه نوشت : اگر راست گفتى خدا تو را تكذيب كند ( يعنى ثروتمند كند ) و اگر دروغ گفتى ، خدا تو را تصديق كند ( يعنى تو را فقير كند ) . مولوى
گر ترا از غيب چشمى باز شد * با تو ذرات جهان همراز شد
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 215 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى