نگاه ناروا
نگاه ناروا ، زناى چشم است .
صدقه و صله
صدقه با خويشان هم صدقه است و هم صله رحم .
شكر و صبر
ايمان بر دو بخش است ، بخشى شكر نعمت است و قسمى صبر .
صدف وار بايد زبان در كشيدن * كه وقتى كه حاجت بود در چكانى
عطار
اصمعى مىرفت در راهى سوار * ديد كناسى شده مشغول كار
نفس را مىگفت اى نفس نفيس * كردمت آزاد از كارى خسيس
هم ترا دائم گرامى داشتم * هم براى نيكنامى داشتم
اصمعى گفتش كه بارى اين مگو * اين سخن با وى تو اى مسكين مگو
چون تو هستى در نجاست كارگر * هين چه باشد در جهان زين خوارتر
گفت آنكو خلق را خدمت كند * كار من صد ره ازو بهتر بود
همت شاهانه
شهريارى بر دربارى غضب كرد ، وزير هم فوراً نام او را از ديوان حقوق انداخت . شاه گفت :
نام او را حذف نكن كه خشم من با همت شاهانهام منافات ندارد .
كفران نعمت
از شخصى صوفى پرسيدند : چرا خدا خود را خيرالرازقين ناميدهاست ؟ گفت : چون هركه نعمت او را كفران كند ، قطع نمىكند .
رد درخواست
كسى نامهاى به دوستش نوشت و از او تقاضاى چيزى كرد ، رفيقش نوشت : دستم تهى است تا جايى كه يك پيمانه گندم هم ندارم . رفيقش در پشت همان نامه نوشت : اگر راست گفتى خدا تو را تكذيب كند ( يعنى ثروتمند كند ) و اگر دروغ گفتى ، خدا تو را تصديق كند ( يعنى تو را فقير كند ) .
مولوى
گر ترا از غيب چشمى باز شد * با تو ذرات جهان همراز شد