بغلتد و بگويد :
إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ .
« 1 »
همچنين بگويد :
عذت بما عاذت به الملائكة المقربون و الانبيائه المرسلون و عباده الصالحون من شر ما رأيت و من شر الشيطان الرجيم . « 2 »
دنيا و آخرت
بزرگى گويد : واى بر كسىكه آخرتش را براى سامان دادن دنيايش ، تباه كند ، چنين كسى از دنيايى كه آبادش كرده دور و به آخرتى كه تباهش نموده نزديك مىگردد .
گويم
صمت عادت كن كه از يك گفتنك * مىشود زنار اين تحت الحنك
گوش بگشا لب فرو بند از مقال * هفته هفته ماه ماه و سال سال
خامشى را آنقدر كن ورد جان * كه فراموشت شود لفظ زبان
رنج راحت دان چو شد مطلب بزرگ * گرد گله توتياى چشم گرگ
امنيت
بطلميوس مىگويد : ايمنى ، وحشت تنهايى را مىبرد ، چنانچه ترس ، انس با جماعت را مىبرد .
فخر به لباس
وزير ، ابوالحسن على بن عيسى ، همواره دوست داشت ، اظهار فضل كند . روزى قاضى ابوعمرو كه لباس فاخرى پوشيده بود بر او وارد شد . وزير به او گفت : ابوعمرو لباس پيش شكافتهات را چند خريدهاى ؟ قاضى گفت : به صد دينار . وزير گفت : من جامهام را به بيست دينار خريدهام ، قاضى گفت : وزير مىخواهد خود را با مبلغ ناچيزى به لباسهاى خوب بيارايد و ما مىخواهيم با قيمت گران لباس فاخر بپوشيم . علاوه اينكه ما با مردم سروكار داريم ، هر كس مىخواهد شكوهش در دل باشد بايد اين لباس را بپوشد ؛ ولى وزير كه با
هامش
( 1 ) - نجوى عمل شيطانى است تا مؤمنان را غمگين كند ، آنان توان آزار رساندن به كسى بدون اجازهى خدا ندارند . مجادله ، 10 .
( 2 ) - پناه مىبرم به خدايى كه فرشتگان مقرب و پيامبران مرسل و بندگان صالح به وى پناه برند ، از دست هر چه ديدم و از دست شيطان مطرود .