تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤

رضى الدين على لالا

جامى در اوائل « ثلث » و آخر « نفحات » مىگويد : رضى الدين به هند رفت و در آنجا با ابورضا ركن همنشين شد ، ابوالرضا شانه‌اى كه مىگفت شانه‌ى رسول خداست به او عطا كرد . نويسنده نفحات مىگويد : اين شانه بعد از آن نزد علاءالدوله سمنانى بود و ممكن است از رضى الدين به وى رسيده‌باشد . علاءالدوله آن را در پارچه‌اى پيچيد و آن را در ميان ورقى گذاشت و بر آن با خط خود نوشت : اين شانه‌اى است از شانه‌هاى رسول خدا و اين پارچه همان است كه از ابوالرضا ركن به اين ناتوان رسيده‌است . علاءالدوله هم به خط خود نوشته بود : اين شانه امانت بود از رسول خدا كه به‌دست رضى الدين لا لا برسد . البته آنچه مؤلف نفحات نوشته خالى از تأمل نيست . . . در قاموس آمده‌است كه ركن از ياران پيامبر نبوده بلكه دروغگويى هندى است كه پس از ششصد سال در هند مدعى شد به همنشينى پيامبر رسيده‌است . . .

زن با وفا ، هدبه عذرى

وقتى هدبه عذرى ( در برخى نسخه‌ها هديه عذرى آمده‌است ) را براى كشتن مىبردند به زنش گفت : اگر من مردم ، شوهر نكن و دماغ خود را ببر تا كسى فريفته چهره تو نشود . زن فوراً دماغ خود را بريد و گفت : آسوده‌باش ، هدبه گفت : مرگ اكنون بر من گوارا است .

نذر سلامتى

ابن‌دهان به‌خاطر شادى از سلامتى يكى از حكام به او نوشت : مردم براى سلامتى تو نذر كردند كه روزه بگيرند ، و من نذر كردم افطار كنم ، زيرا بهبودى تو عيد است و روزه عيد هرچند نذرى باشد ، باطل است .
نذر الناس يوم برئك صوما * غير انى نذرت وحدى فطرا عالما ان يوم برئك عيد * لا ارى صومه و ان كان نذرا

فرياد از ظواهر

خواجه عبداللَّه انصارى گويد : فرياد از معرفت رسمى و حكمت تجربتى و محبت عاريتى و عبادت عادتى .

زن

زنان ريسمان‌هاى شيطان هستند .
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 214 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى