تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
تو شاه جواهر ناسوتى * خورشيد مظاهر لاهوتى تا كى ز علائق جسمانى * در چاه طبيعت تن مانى صد مَلِك ز بهر تو چشم به راه * اى يوسف مصر برآ از چاه تا والى مصر وجود شوى * سلطان سرير شهود شوى در روز الست بلى گفتى * و امروز به بستر لا خفتى ز معارف عالم عقلى دور * به زخارف عالم حس مغرور از موطن اصلى نيارى ياد * پيوسته به لهو و لعب دلشاد نه اشك روان نه رخ زردى * اللَّه اللَّه تو چه بىدردى يكدم به خود آ و ببين چه كسى * به چه بسته دلى به كه همنفسى زين خواب گران بردار سرى * مىپرس ز عالم دل خبرى زين رنج عظيم خلاصى جو * دستى به دعا بردار و بگو يارب يارب به كريمى تو * به صفات كمال رحيمى تو يارب به نبى و وصى و بتول * يارب يارب به دو سبط رسول
يارب به عبادت زين عباد * به زهادت باقر علم رشاد يارب يارب به حق صادق * به حق موسى به حق ناطق يارب يارب به رضا شه دين * آن ثامن ضامن اهل يقين يارب به تقى و مقاماتش * يارب به نقى و كراماتش يارب به حسن شه بحر و بر * به هدايت مهدى دين پرور كاين بنده‌ى مجرم عاصى را * وين غرقه‌ى بحر معاصى را از قيد علائق جسمانى * وز بند وساوس شيطانى لطفى بنما و خلاصش كن * و از اهل كرامت خاصش كن يارب يارب كه بهايى را * اين بيهده گرد هوايى را كه به لهو و لعب شده عمرش صرف * ناخوانده ز لوح وفا يك حرف زين غم برهان كه گرفتار است * در دست هوا و هوس زار است در شغل زخارف دنياى دون * مانده به هزار امل مفتون رحمى بنما به دل زارش * بگشا به كرم گره از كارش از پيش مران ز در احسان * به سعادت ساحت قرب رسان