كردهاى . سگ پاسخش داد : بلى از رحمت خدا دور باد اين نان و هركس كه آن را پيش از اينكه نان بهترى بيابد ترك كند .
اندوه
به يكى از بزرگان صوفيه گفته شد : چگونه صبح كردى ؟ پاسخ داد صبح كردم در حال تأسف بر ديروز ، اكراه بر امروز و متهم بهخاطر فردا .
عبرت
سليمان عليه السلام گنجشكى را ديد كه به گنجشك ديگر مىگويد : چرا خودت را از من منع مىكنى كه من اگر بخواهم قبه سليمان را با منقارم بگيرم و در دريا اندازم ، مىتوانم ؟
سليمان خنديد و آن دو را خواست و گفت : مىتوانى چنين كنى ؟ گنجشك گفت : اى رسول خدا ، مرد خود را زينت مىدهد و خود را نزد همسرش بزرگ مىشمارد و عاشق به آنچه مىگويد ملامت نمىشود . سليمان به ماده گفت : چرا او را مانع مىشوى با اينكه تو را دوست دارد ؟ گنجشك ماده گفت : اى رسول خدا عاشق من نيست ، فقط ادعا مىكند ، چرا كه كس ديگرى را هم دوست دارد . سخن گنجشك در دل سليمان اثر كرد و به سختى گريست و چهل روز از مردم دور شد ، و از خدا مىخواست كه فقط محبت او در دلش باشد و با محبت چيز ديگرى مخلوط نشود .
پارسايى
در يكى از سخنرانىهاى پيامبر آمدهاست : اى مردم هميشه مرگ كه نابود كننده لذتها است به ياد آوريد ، چرا كه اگر در وسعت و فراخى يادش كنيد ، بر شما توسعه دهد و اگر در حال ثروتمندى يادش كنيد ، ثروت را دشمن شما مىنمايد . مرگها ريشه آرزوها را خشك مىكنند و شبها اجلها را نزديك مىسازند . انسان بين دو روز است ، روزى كه گذشت و كارش پايان يافت و روزى كه باقى است و چه بسا به آن نرسد .
آدمى هنگام جان دادن و در قبر دفن شدن ، پاداش آنچه فرستاده مىبيند و از آنچه گذاشته بهرهاى نبرد . اى مردم ثروت در قناعت و رسيدن به مقصود در ميانه روى نهفته شدهاست ، زهد راحت است و هر عملى پاداش دارد و هر آيندهاى نزديك است .
اثر گناه
اسرافكارى در بستر احتضار بود و چون به او كلمه توحيد
( لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ )
را تلقين مىكردند . در پاسخ مىگفت : كجاست آن زن روزى خسته و كوفته گفت : حمام منجاب