از خانهاش بسوى خدا و رسول هجرت كند و بميرد ، پاداش او با خداست و خدا غفور رحيم است .
كورى دل
وقتى ابنعباس نابينا شده بود ، معاويه به او گفت : چه شده كه شما بنىهاشم به كورى دچار مىشويد ؟ ابنعباس گفت : همانند شما كه چشم دلتان كور شدهاست .
مفلس
گروهى ، بدهكار خود را نزد والى بردند و ادعا كردند هزار دينار به ما بدهكار است . بدهكار گفت : راست گويند : مهلت خواستم زمين و شتر و گلههايم را بفروشم و طلب آنها را بپردازم .
طلبكاران گفتند : دروغ مىگويد ، اين چيزى ندارد . بدهكار گفت : اى قاضى اقرار آنها را به مفلس بودنم شنيديد ، پس از من چه مىخواهند ؟ والى دستور آزادى وى را صادر كرد .
* مردى در بغداد بدهى زيادى داشت و مفلس شده بود . قاضى فرمان داد كه كسى به او قرض ندهد ، و هركه قرض دهد بايد صبر كند و از او مطالبه قرضش نكند و نيز دستور داد بر قاطرى سوارش كنند و او را بين مردم بگردانند تا مردم از معامله با او پرهيز كنند . او را در شهر گرداندند و به در خانهاش آوردند . وقتى از قاطر پياده شد ، صاحب قاطر گفت : اجرت قاطرم را بده ، بدهكار گفت : اى احمق ! از صبح تاكنون براى چه مرا در شهر گرداندى ؟ !
مقدمه
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
سپاس خاص خدا بر نعمتهاى بيكرانش و درود بر شريفترين اولياء و رسولانش . و بعد از اين شكسته بسته چند است در بحر جنب كه در ميان عرب مشهور و معروف است و در ما بين شعراء عجم غير مألوف . بخاطر فاتر ، افقر فقراى خدا ، باب اللَّه بهاءالدين محمد عاملى رسيده نسيمى از نفحات جنون بر صفحههاى حقايق مشحون او وزيده . رجاء واثق است كه اهل استعداد ( خدايش آنان را از شر دشمنان نگه دارد ) دامن عفو بر آن پوشند ، و در اصلاح معايب آن بكوشند ( اجر آنان با خدا و قوتى غير خدا نيست ) . « 1 »
اى مركز دائرهى امكان * وى زبدهى عالم كون و مكان
هامش
( 1 ) - اين پاراگراف در متن كشكول به زبان فارسى نگاشته شده و عيناً منتقل شدهاست .