تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
برابر او از نماز استعانت جوى .

راه خدا

روايت شده كه يكى از انبياء خدا را مناجات كرد و گفت : پروردگارم چگونه مىشود بسوى تو آمد ؟ خدا به او وحى رساند كه نفس خود را رها كن و بسوى من بيا .

ضرب المثل

در ضرب المثل آمده با زن دو سخن بگو ، اگر متوجه نشد چهار بار بگو ، اگر اربع به معناى عدد باشد يعنى چهار بار بگو ، ولى اگر اربع و امر حاضر به معناى اسكت است يعنى ساكن باش و يا به معناى اربع به مربعه ( عصا ) است يعنى با عصا او را بزن گويم
تو ز ديو نفس اگر جويى امان * رو نهان شو چون پرى از مردمان گنج خواهى كنج عزلت كن مقام * واستتر واستخف عن كل الانام چون شب قدر از همه مستور شد * لاجرم از پاى تا سر نور شد اسم اعظم چون كسى نشناسدش * سرورى بر كل اسماء باشدش تا تو نيز از خلق پنهانى همى * ليلة القدرى و اسم اعظمى
اين پنج بيت را در ماه ذى قعده سال 1007 هجرى در مشهد مقدس رضوى سرودم . شب روز بعد از آنكه اشعار را سرودم پدرم « ره » را در خواب ديدم رقعه به من اعطا كرد در آن رقعه اين آيه نوشته بود :
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ .
« 1 »
از فتنه‌ى اين زمانه‌ى شورانگيز * برخيز و بهر جا كه توانى بگريز ور پاى گريختن ندارى بارى * دستى زن و در دامن عزلت آويز
مولوى
از حقايق تا تو حرفى نشنوى * اى پسر حيوان ناطق كى شوى
تا كه گوش طفل از گفتار مام * پر نشد ناطق نشد او در كلام ور نباشد طفل را گوش رشد * گفت مادر نشنود گنگى شود
هامش
( 1 ) - آن خانه آخرت را براى مردمى مقرر مىكنيم كه در روى زمين تصميم تباهى و خودخواهى ندارند و سرانجام با پرهيزگارانست . قصص ، 83 .