كرده جدا شود و به آن باز نگردد ، و به آنجا كه ويران كرده منتقل شود .
دوست
اويس قرن ، رضوان خدا بر او باد مىگويد : حكيمترين سخنى كه حكماء گفتهاند اين است كه : يك وجه بساز كه تو را از ساير وجوه كافى باشد . ( با يكى همراهى كن كه تو را از غير كافى باشد ) .
دنيا
در يكى از كتابهاى آسمانى ديدم : هرگاه دانشمندى علاقمند به دنيا شود ، شيرينى مناجات با خودم را از او مىگيرم .
سنايى
اى عشق تو را روح مقدس منزل * سوداى ترا عقل مجرد محمل
سياح جهان معرفت يعنى دل * از دست غمت دست بسر پاى به گل
*
امر ديرا گرفت مردك مست * پاى مزدش دو مرغ داد بدست
چون فشردش به زور كنك درشت * هر دو را مرده ديد اندر مشت
كودك از كار خود جريده بماند * دست خالى و . . . دريده بماند
قصهى طالب متاع غرور * همچنانست اگر نهيى كر و كور
روزها
روزها بر پنج قسم هستند . روز از دست رفته ، روز حاضر ، روز وارد ، روز وعده داده شده و روز دراز . روز از دست رفته ، ديروز تو بود كه با كوتاهىها آن را از دست دادى ، روز حاضر ، امروز توست كه اكنون در اختيار توست و از آن توشه برگير ، روز وارد فرداى توست كه نمىدانى از آن توست يانه ، روز موعود آخرين روز زندگى توست آن را نصب العين خود قرار ده ، روز دراز آخرت است كه پايانى ندارد . پس براى آن نهايت اهميت را روا دار كه يا نعمت دائم است و يا عذاب دائم .
نماز و نفس
يكى از بزرگان گويد : خدا دو چيز را برقرار كردهاست : امر كننده و نهى كننده . اولى امر به بدى مىكند و آن نفس است
( إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ )
و دومى نهى از بدى مىكند و آن نماز است
( إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ )
، وقتى نفس تو را به معصيت فرمان دهد در