تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
* نيز لغزى در باره واژه‌ى « كلب » سگ دارد ، كه عبارت است از : آن موجود كه پست شمرده شده و نيز صفات بزرگواران چون وفا داشته چيست ؟ آن كلمه مجرور مىشود و هر حرف آن بدون ضميمه مجرور مىگردد .
و ما سىء يعد من اللئام * له و صف الاماثل والكرام و جملته تجر و كل حرف * يجر اذا نظرت بلا ضمام
* لغزى راجع به قلم نيز از اوست . اين معما عبارت است از : چه غلامى است كه در ركوع است و در سجود لاغر اندامست و گريان ؛ همواره در پنج وقت ملازم اوقاتست و معتكف در خدمت نيات .
و ما غلام راكع ساجد * اخو نحول دمعه جارى ملازم الخمس لاوقاتها * معتكف فى خدمة البارى
* همچنين لغزى در باره خلخال دارد . وى مىگويد : چيست مضروب بىگناهى كه قد كشيده‌ى زيبايى دارد . شكل هلالى از خود ظاهر و زيور كشيده‌ى اندام معشوقى داراست . بيشتر اوقاتى كه هويدا مىگردد بر پاها و در ميان بازارهاست .
و مضروب بلا ذنب * مليح القد ممشوق حكى شكل الهلال على * رشيق القد معشوق
و اكثر ما يرى ابدا * على الامشاط فى السوق

انفاق

بزرگى گفته است : خدا بيامرزد آنكس كه كف دستش را بگشايد و ميان دو فكش را ببندد يعنى خدا بيامرزد آنكس كه به بينوايان كمك كند و منت نگذارد . بستى همين مضمون را به نظم درآورده‌است : سخن بگو و سخن محكم به زبان آور . همانا گفتار تو زنده است و سكوت تو جماديست . اگر نتوانستى سخن محكمى بگويى ساكت باش زيرا سكوت از سخن نابجا وسيله‌ى آسايش قلبى است .
تكلم و سدد ما استطعت و انما * كلامك حى والسكوت جماد فان لم تجد قولا سديدا تقوله * فصمتك عن غير السديد سداد