بودم تا جمال او را در رؤيا مشاهده كنم ، به من گفت : اگر تو شب وصال را بيدار بودهيى پس چگونه در شب سرور مىخوابى .
يقول حبيبى و قد زارنى * فبت لطلعته اشهد
اذا كنت تسهر ليل الوصال * فليل السرور متى و ترقد
همايون
روز وصلست به يك غمزه بكش زار مرا * به شب هجر مكن باز گرفتار مرا
معما
موفق الدين على بن جزار در معمايى بنام جوز گويد : چيست آن كه اگر آن را به خوبى بشكنى ، نافع به حال تست ؛ داراى حروف فرد است ؛ هرگاه تغييرى در آن بوجود نياورى ، داراى سه حرف است و فرد است و هرگاه معكوس نمايى زوج خواهد شد .
ما اسم شىء موليك نفعا اذا * انت اوليته فعالًا عسوفا
هو فرد الحروف ان جاء طردا * و هو زوج اذا عكست الحروفا
* وى در باره مصطكى نيز معمايى دارد و مىگويد : لاغر اندامىكه هرگاه ظاهر مىشد اندامش مانند شاخهى درازى بود كه از نيزهاى بالاتر مىشد لكن سر نيزهاى ندارد . عجبتر آنكه هرگاه آن را پيش از موقع افطار ماه رمضان بمكند و آب دهان را فرو ندهند مبطل روزه نمىباشد ، مرادش مصطكى است كه آن را علك رومى مىگويند كه بر اثر حرارت و يا جويدن كش پيدا كرده و دراز مىشود .
و ذى هيف كالغصن قدا اذا بدا * يفوق القنا حسنا به غير سنان
و اعجب ما فيه يرى الناس اكله * مباحاً قبيل العصر فى رمضان
* وى همچنين لغزى در بيان كارد و قيچى دارد و مىگويد : نر و مادهاى كه از جنس يكديگر نيسند و در مجاورت هم مىباشند ، انتهاى آنها بسته شدهاست . اين دو آشكار نمىشوند مگر آن هنگام كه بخواهند سر اهل آن منزل را جدا كنند مراد از ذكر چاقو است كه يك دهانه است و مراد از انثى قيچى است كه دو دهانه است .
ذكر و انثى ليس ذا من جنس ذا * متجاوران بقعر حبس مقفل
فتراهما لايبرزان لحاجة * الا لقطع رؤوس اهل المنزل