تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
سه‌شنبه 24 ذى القعده 309 ق حلاج را براى اعدام حاضر آوردند . ابتدا جلّاد هزار تازيانه به او زد ! و سپس دست و پايش بريدند و پيكره نيمه جانش را بر دار آويختند ؛ و فرداى همان روز به فرمان خليفه ، سر از تنش جدا ساختند و جسدش را به آتش كشيدند و خاكسترش را به دجله سپردند . 0419712 خ 0 50 خ آنچه موجب ذكر نام و شرحى مختصر از زندگى حلّاج در اين مقام شد ، نقل شيخ طوسى است ، مبنى بر اين‌كه « حسين بن منصور حلّاج » نيز از جمله مدّعيان دروغين بابيّت از سوى ناحيه مقدّسه مهدويّه بوده است ! گرچه در ميان دانشمندان اسلامى و حتى شيعى ، برخى به مدح حلّاج پرداخته‌اند ؛ 1419712 خ 0 51 خ ولى با توجه به آنچه شيخ طوسى درباره‌اش نقل كرده ، وى شخصيتى مذموم داشته و از سوى سومين سفير ناحيه مقدّسه نيز لعن شده است ! از جمله روايات شيخ طوسى درباره حلّاج ، روايتى است كه « ابو نصر هبة الله محمد كاتب » ، نواده دخترى « ام كلثوم » ، دختر دومين سفير نقل كرده است . وى گويد : « چون حق تعالى خواست كه حلّاج را رسوا كند و او را خوار گرداند ، چنين شد كه حلّاج پيغامى براى ابو سهل بن اسماعيل نوبختى كه از معتبران شيعه بود ، به گمان اين‌كه وى را نيز همچون ديگر افراد ضعيف النفس فريب دهد ، فرستاد ؛ و در مكتوبش اظهار داشت كه او وكيل از سوى صاحب الزمان ( عجل الله تعالى فرجه ) است ! چنان‌كه دأب وى چنين بود كه اول مردم را بدين نحو فريب مىداد ، سپس دعاوى بالاتر سر مىداد و اظهار الوهيّت مىنمود ! ولى ابو سهل ، فريب وى را نخورد و در جواب گفت : من از تو چيزى را طلب مىكنم كه در برابر ادعاى تو بسيار سهل و ناچيز است ؛ و آن امر اين است كه من كنيزان را بسيار دوست دارم و بسيار بديشان مايلم ؛ و بسيارى از ايشان را نزد خود جمع كرده‌ام ؛ و به اين سبب ، هر جمعه مىبايد خضاب كنم كه سفيدى موهايم از ايشان مخفى باشد ! و گرنه ايشان از من دورى مىكنند ! و مىخواهم چنان كنى كه ريش من سياه شود و به خضاب محتاج نباشم . اگر چنين كنى ، من مطيع تو مىشوم ؛ و به جانب تو مىآيم و مردم را به مذهب تو دعوت مىنمايم ! چون حلّاج اين بشنيد ، دانست كه در مكاتبه و مراسله با ابو سهل نوبختى به خطا رفته ! و ديگر جوابى نگفت و ساكت شد . و اين قصّه را ابو سهل در مجالس ، نقل مىكرد و مردم مىخنديدند و موجب رسوايى حلّاج نزد هر پير و جوان شد ، و مردم از وى دورى مىكردند » ! 2419712 خ 0 52 خ