كاظم عليه السّلام بوده باشد ؟ گفت : چرا ؟ گفتم : زيرا امام صادق عليه السّلام نيز نام « منصور » را در وصيت خويش بر نام امام كاظم عليه السّلام مقدم داشت ! گفت : اين سخن تو به سبب تعصّب و دشمنىات با مولا و سيد ما « ابو بكر بغدادى » ، است ! گفتم : نه تنها من ، بلكه همه خلق خدا متعصّب بر او ، و دشمن اويند ، به جز تو ! و نزديك بود با هم به جنگ و نزاع برخيزيم و گريبان يكديگر بگيريم !
در عين حال ، روايات ديگرى حاكى است كه « ابو بكر بغدادى » دعوى نيابت را آشكار نمىكرده و مشغول فعاليتهاى مخفى در اين زمينه ، و جذب پيروان بوده است ! يكى از كسانى كه جزو پيروان واقعى او شد ، « ابو دلف ، محمد بن مظفر » معروف به « كاتب » و « مجنون » است ؛ كه به تبليغ براى « ابو بكر بغدادى » مشغول بوده است . وى ابتدا پيرو مذهب « مخمّسه » بود و نزد كرخيان تربيت يافته ، و شاگرد آنان بود ؛ و سپس گرايش به « ابو بكر بغدادى » پيدا كرد . 7319712 خ 0 48 خ
هنگامى كه دعوى نيابت « ابو بكر بغدادى » از سوى شاگردش « ابو دلف » مطرح شد ، برخى از شيعيان ، همچون « ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه قمى » و فرزند « محمد بن حسن بن وليد قمى » و غير او در بصره ، « ابو بكر بغدادى » را احضار كرده و از وى در اين باره توضيح خواستند ؛ و حتى مالى نيز به عنوان وكالت بر او عرضه كردند ! ولى وى از قبول آن امتناع ورزيده و گفت : گرفتن اين مال بر من حرام است ؛ و مرا در امر نيابت حقى نيست ؛ و مدعى چنين منصبى نيز نيستم ! و شديدا منكر اين امر شد و بر آن قسم خورد .
اما هنگامى كه وارد بغداد شد دعوى دروغين نيابت سرداد و « ابو دلف كاتب » را نيز به عنوان جانشين خويش معرفى كرد ! از اينرو ، شيعيان ، جمله متفق بر كذب وى شده و او را لعن كرده و از وى تبرّى جستند . يكى از ادله آنان بر كذب مدّعاى « ابو بكر بغدادى » آن بود كه دعوى نيابت توسط وى در اين برهه ، پس از وفات « ابو الحسن على بن محمد سمرى » ، سفير چهارم ، مطرح مىشد ! در حالى كه شيعيان با توجه به توقيع آخرين ناحيه مقدّسه ، مىدانستند كه غيبت كبرا شروع شده و هر كس كه مدعى نيابت شود كاذب است .
اين روايت گوياى آن است كه « ابو بكر بغدادى » و شاگردش « ابو دلف كاتب » همچنان تا پس از رحلت چهارمين سفير ، در قيد حيات بوده و بر طبل دعوى باطل خويش
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 700
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٧٠٠