تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
مىكند ! يعنى ابتدا در جسم آدم حلول كرد ، آنگاه در ابدان انبيا تجسّم يافت ؛ و پس از پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله ، در ابدان ائمه عليه السّلام مجسم شد ؛ تا زمان امام دوازدهم ( عجل الله تعالى فرجه ) ؛ و سپس در جسم خود او ( شلمغانى ) حلول كرد ! و در همان حال ، خداوند ، دشمن خود ابليس را خلق كرد كه او نيز در انسان‌هاى شرور در سراسر تاريخ حلول مىكند ؛ و در تن آنها مجسّم مىشود ! به گفته « شلمغانى » ، هدف خداوند از حلول و تجسّم ، اثبات وجود و تعالى خويش است . 3698712 خ 0 90 خ « شلمغانى » پس از انحراف ، بلافاصله انحراف خود را بروز نداد و از عنوان جانشينى « ابن روح » براى تسرّى عقايدش به ديگران ، به خصوص وكلاى ديگر ، سوء استفاده مىكرد ! « ابو على بن همام » ، يكى از وكلا و دستياران سفير دوم و سوم ، روايت مىكند كه خود از « شلمغانى » شنيده است كه مىگفت : حقيقت خدا يكى است ؛ ولى اشكال و الوان گوناگون دارد ! روزى به رنگ سفيد در مىآيد ؛ ديگر روز سرخ ؛ و بالاخره آبى ! « ابن همام » گويد : اين نخستين جمله‌اى بود كه موجب شد « شلمغانى » را طرد كنم ؛ زيرا داراى آيين حلوليه بود . 4698712 خ 0 91 خ « شلمغانى به خصوص ، تبليغات خود را در ميان گروهى از شيعيان ، موسوم به « بنو بسطام » گسترش داد ؛ زيرا از قبل با آنان در ارتباط بود ، و سابقه تأييدات « ابن روح » نسبت به « شلمغانى » نيز در گرايش آنان به وى مؤثر بود ! وى پس از مدتى ، در ميان ايشان چنين اعلام كرد كه : روح پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله در جسم سفير دوم ، يعنى « محمد بن عثمان بن سعيد عمرى » ، و روح على بن ابى طالب عليه السّلام در جسم سفير سوم ، يعنى « حسين بن روح » ، و روح فاطمه زهرا عليها السّلام در جسم « ام كلثوم » ، دختر سفير دوم ، حلول كرده است ! ولى شلمغانى در همان حال ، از آنان خواست كه اين راز را فاش نسازند ؛ زيرا عقيده‌اى بر حق است ! در پى آن ، يكى از روزها كه « ام كلثوم » به نزد مادر « ابو جعفر بن بسطام » مىرود وى بر قدم‌هاى او افتاده و شروع به نهايت كرنش مىكند ! و مىگويد : شما مولاة من فاطمه‌ايد ! و سپس عقايد فوق را از « شلمغانى » براى « ام كلثوم » نقل مىكند ؛ ولى وعده اكيد مىگيرد كه نزد كسى فاش نشود ! به نظر مىرسد « ابن روح » از طريق « ام كلثوم » ، دختر دومين سفير ، كه مرتبط با زنان « بنو بسطام » بوده ، متوجه انحراف و تبليغات « شلمغانى » در ميان آنان شده باشد . از اين‌رو از « ام كلثوم » خواست كه روابطش را با آنان قطع كند . « ابن روح »