در مقابل آنچه گذشت ، روايتى قرار دارد كه شيخ طوسى از « ابو على محمد بن همام » نقل كرده ، مبنى بر اينكه « محمد بن على شلمغانى » هرگز باب « ابن روح » و واسطه و طريق بين او و شيعيان نبوده است و « ابن روح » هرگز او را براى اين امور نصب نكرده است ! و هر آنكس كه چنين ادعايى كند ، ره به به باطل پيموده است ! و « شلمغانى » در واقع ، فقيهى از ميان فقها بوده كه ره انحراف و كفر و الحاد پيمود ، و سرانجام با توقيعى كه به دست « ابن روح » خارج شد ملعون و مطرود گشت ! 0698712 خ 0 87 خ
اين روايت ، در تعارض با روايت سابق الذكر قرار دارد كه تصريح به آن داشت كه « شلمغانى » در دوره استتار « ابن روح » از سوى وى ، به عنوان واسطه بين شيعيان و « ابن روح » منصوب گشت . در مقام رفع اين تعارض ، مىتوان چنين گفت كه نصب « شلمغانى » از سوى « ابن روح » به عنوان جانشين ، نه تنها بعدى ندارد ، بلكه با توجه به جايگاه ممتاز علمى و فقهى « شلمغانى » در نزد شيعه بسيار محتمل است ! از اينرو ، روايت فوق را مىتوان چنين توجيه كرد كه : با توجه به اينكه « شلمغانى » سرانجام سر از دعوى بابيّت درآورده و به معارضه با « ابن روح » برخاست ، و عقايد خطرناكى از خود بروز داد ، لذا « ابو على بن همام » كه يكى از دستياران مبرّز سفير دوم و سوم بود ، براى اينكه به مقابله با « شلمغانى » برخيزد ، درصدد انكار هرگونه جايگاهى براى « شلمغانى » ، كه وى با تمسّك به آن بتواند بابيّت خود را به جاى « ابن روح » اثبات كند ، برآمد !
به هر حال « شلمغانى » با اين سابقه ، در جامعه شيعه حضور داشت تا آن كه كمكم انحراف درونى خويش را به منصه ظهور گذاشت ! سير انحراف و عملكرد « شلمغانى » تا لحظهى مرگ را ، دكتر جاسم حسين 1698712 خ 0 88 خ چنين تصوير كرده است :
بنا به نقل « ابن حوقل » ، وى مدتى گرايش اسماعيلى پيدا كرده و حتى با « اسماعيل مهدى » نيز بيعت كرده است . 2698712 خ 0 89 خ البته « ابن حوقل » تنها موّرخى است كه به ذكر اين رويداد مىپردازد و از تاريخ انحراف « شلمغانى » و دليل اينكه چرا بعدا تعهدات اسماعيلى خود را ترك گفته ، ذكرى به ميان نمىآورد . بسيار محتمل است كه وى از اسماعيليه برگشته و به حركت غلات پيوسته باشد ؛ زيرا در عقايد ايشان ، حلول خدا در انسان وجود دارد ؛ و آن بهترين ابزارى است كه انسان با آن مىتواند جاهطلبىهاى سياسى و اقتصادى خود را به مرحله عمل درآورد ! به اعتقاد « شلمغانى » خداوند در طول تاريخ ، در شكل بشر حلول
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 672
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٦٧٢