و پس از لعن و تبرّى مجدّد وى از سوى « ابن روح » گفت : « اين لعن ، باطنى عظيم دارد ! چرا كه لعنت يعنى ابعاد ؛ و مراد ابن روح از اينكه گفته : خدا شلمغانى را لعنت كند ، آن است كه خدا او را از عذاب و آتش دور كند ! و اكنون به منزلت و جايگاه خود پىبردم ! » و سپس بر خاك افتاده ، صورت به خاك ماليد ! و به « بنو بسطام » سفارش كرد كه اين جريان و عقايد او را كتمان كنند ! 1798712 خ 0 98 خ
« شلمغانى » پس از آنكه از جانب « ابن روح » طرد شد ، دعوى بابيّت خويش را مطرح ساخت و از روى حسد ، اين عقيده را تبليغ مىكرد كه او ، و نه « ابن روح » ، نماينده و سفير راستين امام دوازدهم عليه السّلام است ! 2798712 خ 0 99 خ و حتى با كمال گستاخى ، جدال خود با « ابن روح » بر سر بابيّت را به جدال سگان بر سر جيفه ، تشبيه نمود ! 3798712 خ 0 100 خ
وى با اين ادعا ، و اعتقاد به حلول خداوند در اجسام پيامبران و امامان ، كوشيد تا موقعيتهاى سياسى و اقتصادى سازمان وكالت را به خود اختصاص دهد ؛ و از آن پس ، حتى مدّعى شد كه الله در جسم خود او حلول كرده است ! و ابليس در جسم امام دوازدهم عليه السّلام تجسّم يافته ! زيرا امام دوازدهم عليه السّلام به قائم شناخته مىشود ! در اينجا « شلمغانى » مدعى شد كه « قائم » به معنى « ابليس » است ! زيرا « ابليس » از سجده بر آدم سرباز زد و در حال قيام ماند ؛ به خلاف فرشتگان ، كه سجده كردند ! 4798712 خ 0 101 خ
« شلمغانى » همچنين مدعى شد كه على بن ابى طالب عليه السّلام ، الله است ؛ و محمد صلّى اللّه عليه و إله را به پيامبرى فرستاده است ! ولى محمد صلّى اللّه عليه و إله به او خيانت كرده است ؛ بنابراين ، على عليه السّلام به محمد صلّى اللّه عليه و إله مهلتى حدود 350 ساله داد كه در آخر آن مهلت ، قوانين اسلامى تغيير مىكند ! سپس فقه اسلامى ، تغيير جديدى مىيابد ؛ يعنى بهشت ، معادل قبول آيين « شلمغانى » و بيعت با او ، و جهنم معادل با ردّ آيين او نتيجه مىدهد ! به علاوه ، هدف « شلمغانى » اين بود كه مدعيان خلافت ، به ويژه علويان و عباسيان را نابود سازد و لذا خود را مدّعى راستين مقام مذهبى و سياسى قلمداد كرد ! 5798712 خ 0 102 خ
جاهطلبى سياسى شلمغانى در تفسير مادّى وى از آيات قرآن كريم در رابطه با بهشت و جهنم ، محرز است ! اين جاهطلبى ، به ويژه با توجه به دو نكته آشكار مىشود : نخست آنكه ، وى تاريخ تغيير شريعت اسلامى را حدود سال 350 ق مشخص مىكند ؛ و با اين پيشگويى مىكوشد تا مردم را به حمايت از خود و آمادهسازى در وصول به زمان
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 675
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٦٧٥