موعود ، بسيج كند ! دوم آنكه ، تبليغات خود را در ميان مقامات بالاى دستگاه ادارى و ارتش عباسيان متمركز ساخت ، و تعداد قابل توجهى هوادار به دست آورد كه در بين آنان ، « احمد بن محمد بن عبدوس » ، « ابراهيم بن ابى عون » ( مصنف كتاب التشبيهات ) ، « ابن شبيب زيّات » ، « ابو جعفر بن بسطام » و « ابو على بن بسطام » ، كه همگى از دبيران ( كتّاب ) حكومتى بودند ، قرار داشتند . 6798712 خ 0 103 خ
در سال 312 ق « حسين بن فرات » ، پسر « ابن فرات وزير » نيز به او پيوست ! و پيروانش بدينوسيله ، زمينه نفوذ در محافل ادارى عباسيان را يافتند . 7798712 خ 0 104 خ به علاوه ، « حسين بن قاسم بن عبيد الله بن وهب » كه در سالهاى 319 - 320 ق مقام وزارت را عهدهدار بود ، از هواداران « شلمغانى » به شمار مىآمد ! 8798712 خ 0 105 خ در سال 312 ق « ابن روح » زندانى شد ؛ اين فرصتى خوب براى « شلمغانى » بود تا فعاليتهاى خود را در غياب سفير گسترش دهد ! از اينرو امام عصر عليه السّلام از طريق « ابن روح » در ذى الحجه سال 312 ق توقيع زير را در رابطه با « شلمغانى » صادر فرمود :
« محمد بن على ، معروف به شلمغانى ، از كسانى است كه خداوند كيفرش را تعجيل كند و مهلتى به او ندهد . او از اسلام منحرف شده و خود را از آن جدا ساخته است . وى از دين خدا مرتد شده و ادّعايى مىكند كه دلالت بر انكار ذات خداى متعال دارد .
دروغپردازى و دروغگويى مىكند ، باطلها را بر زبان مىآورد و متخلّفى بزرگ است . آنان كه به خدا نسبتى باطل مىدهند ، در خطاى محض بوده و مسلّما در خسراناند . ما در حقيقت ، برائت خود را در محضر خداوند متعال و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و خاندان گرامىاش ( صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين ) از هرگونه رابطه با شلمغانى اعلام مىداريم . به او ( شلمغانى ) لعن مىفرستيم ؛ و لعنت خدا بر او باد ، در آشكار و نهان ، در هر زمان و مكان ؛ و لعنت خداوندى بر موافقان و پيروان او باد ؛ بر آنان كه با شنيدن اين اعلام ، پيوند خود را با او ادامه دهند .
بنابراين ، به اطلاع آنان ( شيعيان و وكلا ) برسان كه ما نسبت به او ، همچون پيشينيانش نظير : شريعى ، نميرى ، هلالى ، بلالى و ديگران ، در اجتناب و احتياط و پرهيز و دورى هستيم . ما راضى به سنن الهى هستم ؛ و خداوند ما را در تمام امور كفايت مىكند ، و بهترين نگهبان است » .
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 676
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٦٧٦