باد . اما وقتى او از نزد امام خارج شد آن جناب چنين فرمود : « اينان حقوق و اموال آل محمد صلّى اللّه عليه و إله و يتيمان و مساكين و فقرا و ابناى سبيل آنان را اخذ كرده و مصرف مىكنند ، سپس نزد من آمده و مىخواهند كه آنها را حلال كنم ! آيا مىپندارى كه من در پاسخشان مىگويم : حلال نمىكنم ؟ به خدا قسم كه خداوند در روز قيامت آنان را به سختى بازخواست خواهد نمود ! » 3888712 خ 0 17 خ
اين روايت حاكى از آن است كه صالح بن محمد بن سهل ، شخصى امين و موثّق نسبت به اموال حاصل از وكالت نبوده و آن را به صورت شخصى مورد مصرف قرار مىداده است . امام جواد عليه السّلام خلاف منش كريمانه امامت ديدهاند كه به ظاهر ، نارضايتى خود را از مصرف شخصى اين اموال بروز دهند ، و يا اينكه در صورت مخالفت امام عليه السّلام ، خوف فتنهاى از سوى اين فرد در ميان بوده است . از اينرو امام عليه السّلام به ظاهر با وى مماشات مىنمايد . البته دليلى در دست نيست كه صالح بن محمد پس از اين جريان ، به كار وكالت در اوقاف قم ادامه داده باشد .
8 . 9 . فارس بن حاتم بن ماهويه قزوينى
وى از جمله وكلاى مبرّز و شناخته شده امام هادى عليه السّلام در سامرّا ، و واسطه بين آن جناب و شيعيان مناطق جبال ، از جمله قزوين بود . يكى از دلايل وكالت وى آن است كه شيخ طوسى نامش را در رديف وكلاى مذموم ائمه عليه السّلام ذكر كرده و توقيع امام هادى عليه السّلام را نيز كه مشتمل بر ذمّ و لعن فارس است ، نقل كرده است . 4888712 خ 0 18 خ او به همراه « على بن جعفر همانى » ، ديگر وكيل مبرّز امام هادى عليه السّلام و با نظارت « عثمان بن سعيد عمرى » ، وكيل ارشد و باب امام هادى عليه السّلام در سامرّا ، به فعاليت مشغول بود و شيعيان مناطق جبال ايران ، اموال و وجوه شرعى و نامههاى خود را از طريق او به دست امام هادى عليه السّلام مىرساندند .
ولى فارس رفتهرفته رو به انحراف نهاد و انحراف خود را با اختلاس و سرقت اموال ياد شده و درگيرى با وكيل درست كردار امام هادى عليه السّلام ، يعنى « على بن جعفر همانى » آشكار نمود . نصوص مربوط به فارس ، گوياى آن است كه وى علاوه بر فساد مالى ، گرفتار فساد اعتقادى نيز شده بود ! ولى توضيح زيادى در اين زمينه ، در نصوص مربوط ديده نمىشود ؛ تنها در يك روايت ، امام هادى عليه السّلام به يكى از پيروان خود فرموده كه « فارس » سخنى پليد گفته است . 5888712 خ 0 19 خ