« منصور بن يونس برزج » نيز ديگر وكيل امام كاظم عليه السّلام است كه بنا به نقل كشّى ، به سبب اموالى كه در دست وى بود ، رحلت امام كاظم عليه السّلام را منكر شد و از تحويل اموال به امام رضا عليه السّلام امتناع نمود ! وى كسى بود كه امام كاظم عليه السّلام روزى به او فرمود : امروز فرزندم على را وصىّ و جانشين پس از خودم قرار دادم ، برو و او را بر اين امر تهنيت گفته ، و به او بگو كه من تو را به اين كار امر نمودم . منصور نيز بر امام رضا عليه السّلام وارد شده و حضرت را بر اين امر تهنيت مىگويد ؛ ولى پس از رحلت امام كاظم عليه السّلام اين جريان را انكار نمود ! 0888712 خ 0 14 خ
« حيّان سرّاج » نيز وكيل امام كاظم عليه السّلام بود ؛ و با انكار رحلت آن حضرت و حبس اموال متعلّق به آن جناب ، از پايهگذاران مذهب وقف گرديد ! وكالت وى براى آن حضرت ، در روايت كشّى مورد تصريح قرار گرفته است . بنا به نقل كشى ، شروع مذهب واقفه از آنجا بود كه سى هزار دينار از زكات اموال اشاعثه و وجوه شرعى ، توسط آنان به نزد دو وكيل امام كاظم عليه السّلام در كوفه فرستاده شد ، كه يكى از آن دو ، « حيّان سرّاج » بود ؛ و اين در زمانى انجام شد كه امام كاظم عليه السّلام در حبس بود ، و اين دو وكيل به جاى حفظ آن اموال ، آنها را صرف خريد خانهها و غلّات و انجام معاملات نمودند ! و پس از شهادت امام كاظم عليه السّلام در ميان شيعه شايع كردند كه امام كاظم عليه السّلام قائم است و نمرده است ! اين دو وكيل به هنگام مرگ از فعل خود پشيمان شده و وصيت كردند كه اموال موجود در دستشان به ورثه امام كاظم عليه السّلام بازگردانده شود . از اينرو بر شيعه معلوم گشت كه انكار رحلت امام كاظم عليه السّلام توسط آن دو ، به سبب طمعورزى نسبت به اين اموال بوده است ! 1888712 خ 0 15 خ
اين شش نفر ، مجموعه كسانى هستند كه از پايهگذاران فرقه انحرافى واقفه بوده و منصب وكالت از جانب امام كاظم عليه السّلام را نيز دارا بودند . به غير از اينان ، كسان ديگرى نيز رفتهرفته گرايش به اين مذهب پيدا كردند كه در ميانشان برخى از بزرگان شيعه ، همچون « عبد الرحمن بن حجاج » نيز به چشم مىخورد ! ولى تعداد زيادى از اين گروندگان به وقف ، از جمله شخصيت ياد شده ، به زودى به بطلان دعوى سران اين مذهب پىبرده و امامت امام رضا عليه السّلام را پذيرفتند . افرادى كه به عنوان وكلاى پايهگذار مذهب واقفيّه از آنان نام برديم ، آنهايى هستند كه وكالتشان از منابع موجود قابل استفاده است ؛ ولى بعيد نيست در ميان ديگر گروندگان و سران واقفه نيز وكلايى باشند كه تصريحى نسبت به وكالتشان صورت نگرفته است .
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 648
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٦٤٨