تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
« در سرّ من رأى به هنگام زوال ، مشغول انجام نوافل بودم كه على بن عبد الغفار به نزدم آمده و گفت : عمرى از جانب امام عليه السّلام مرا مأمور كرده كه فرد موثقى را به سراغ على بن عمرو عطار كه از قزوين آمده و در جنب خانه احمد بن خضيب سكنا گزيده ، بفرستم و او را طلب كنم . من گفتم : آيا نام مرا مشخص نمود ؟ گفت : نه ! ولى فردى موثق‌تر از تو نيافتم . پس من به در خانه على بن عمرو رفتم ؛ ولى معلوم شد كه وى در نزد فارس است . از اين‌رو به نزد على بن عبد الغفار بازگشته و به اتفاق وى بر فارس وارد شديم . همين‌كه فارس ما را ديد برخاست و با على بن عبد الغفار معانقه كرد و گفت : چگونه شكر اين نعمت گزارم ؟ و او در پاسخ گفت : نياز به اين امر نيست ! قصد من از آمدن ، آن است كه شنيدم على بن عمرو از دست فرزندان سنان شاكى است ؛ لذا مىخواهم به او كمك كنم ! پس فارس وى را به نزد على بن عمرو برد ؛ و على بن عبد الغفار نيز به صورت پنهانى به وى فهماند كه فرستاده امام هادى عليه السّلام است ؛ و دستور امام آن است كه در مالى كه آورده تصرّفى نكند ( تحويل فارس ندهد ) چرا كه لعن فارس خارج شده است ! و ضمنا به وى وعده داد كه فرداى آن روز مجددا به نزدش مراجعه كند . روز بعد على بن عبد الغفار ، على بن عمرو را به نزد عمرى برد و او اموال را تحويل عمرى داد و سؤالات خود را پرسيد ، و مأمور شد كه از فارس دورى گزيند ، و لعن او به وى ابلاغ شد » . 8888712 خ 0 22 خ از دقت در جملات انتهايى اين نقل چنين برمىآيد كه جريان مزبور پس از خروج لعن « فارس » ، از سوى امام هادى عليه السّلام رخ داده است ؛ ولى اين‌كه هنوز « على بن عمرو » خبر از اين امر نداشته ، نشان‌گر آن است كه لعن « فارس » ، قبل از آن‌كه به صورت رسمى ، طى دو مكتوب از سوى امام عليه السّلام صادر شود ، به خواصّ از شيعه ابلاغ شده بود ! با استمرار انحراف و فساد « فارس بن حاتم » ، امام هادى عليه السّلام طى دو مكتوب ، كه يكى از آن دو ، تاريخ شب سه‌شنبه 9 ربيع الاول سال 250 ق را دارد ، « فارس » را لعن و طرد فرمودند . اين مكتوب ، خطاب به « على بن عمرو قزوينى » سابق الذكر است ؛ و به دست خط مبارك خود امام عليه السّلام نگاشته شده و متن آن بنا به نقل شيخ طوسى چنين است : « بدان ! حقيقت امر در مورد فارس كه لعنت خدا بر او باد ، نزد من همان است كه براى تو آشكار كردم ( ظاهرا مراد حضرت جريان پيشين است ) ؛ و آنچه بر تو لازم است جز سعى بر لعن وى و نهايت دشمنى و بىزارى از او نيست . من كسى نيستم كه در مورد تديّن به دين الهى ، فرمان به امرى
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 653 | محمدرضا جبارى