تعدادى ديگر ، دستگير و در زيرزمينى محبوس و سپس از دنيا رفت . با توجه به توصيف وى به عنوان « شيخ شيعه » و همچنين دستگيرى و حبس وى در عصر معتضد عباسى ( كه بنا به برخى نقلها نسبت به وجود وكلايى براى ناحيه مقدّسه ظنين شده بود و سختگيرىهاى بيشترى نسبت به شيعه روا مىداشت ) احتمال مىرود مراد از عاصمى وكيل كوفه ، در روايت شيخ صدوق ، همين « على بن عاصم » بوده باشد . 0568712 خ 0 647 خ
7 . 4 . 72 . ابو جعفر محمد بن على شلمغانى
وى در عصر سفير سوم به عنوان وكيل و دستيار سفير ، به خصوص در دوران حبس وى ، مشغول فعاليت بوده است ؛ ولى سرانجام بر اثر انحرافات بسيارش ، مطرود و ملعون و مقتول گشت ! در فصل آتى با تفصيل بيشترى به شرح حال وى خواهيم پرداخت .
7 . 4 . 73 . ابو القاسم حسن بن احمد
در روايت شيخ صدوق ، از « ابو القاسم بن ابى حليس » چنين آمده است :
« هر ساله در نيمه شعبان ، امام حسين عليه السّلام را زيارت مىكردم . يك سال قبل از شعبان به عسكر رفتم و تصميم گرفتم كه در شعبان به زيارت امام حسين عليه السّلام نروم ! ولى بعد از ورود ماه شعبان ، با خود گفتم : نبايستى كه زيارت هر ساله آن حضرت را ترك كنم . ازاينرو ، به قصد زيارت خارج شدم . رسم من چنين بود كه هرگاه وارد عسكر مىشدم ، با نامهاى آنان ( ناحيه مقدّسه ) را از آمدنم مطّلع مىكردم ؛ ولى اين بار به « ابو القاسم حسن بن احمد وكيل » گفتم كه آنان را از آمدنم مطّلع مساز ! زيرا مىخواهم زيارتم خالصانه باشد . چيزى نگذشت كه وى با تبسّم نزد من آمد و گفت : اين دو دينار براى من ارسال و گفته شده كه آن را به تو بدهم و بگويم كسى كه به ياد خدا و به نيّت او عمل كند ، خدا نيز به ياد او است ! » 1568712 خ 0 648 خ
در اين روايت ، اشاره به نام « حسن بن احمد » شده و سپس لقب « الوكيل » برايش عنوان شده است ؛ ولى علاوه بر اين ، وظيفهاى كه در اين روايت به او اسناد داده شده ، يعنى ايجاد ارتباط بين « حليسى » و ناحيه مقدّسه ، و رساندن دو دينار از سوى ناحيه به « حليسى » ، مؤيّدى بر اين نكته است كه ذكر لقب « وكيل » براى او ، به علت منصب وكالت وى مىباشد و نه صرف يك لقب !