ابلاغ اين پيام توسط « محمد بن على اسود » ، پس از سه روز ، « ابن روح » بشارت مىدهد كه صاحب الزمان عليه السّلام در اين خصوص دعا كرده و وى در آينده نزديك داراى فرزندى مبارك خواهد شد ؛ و پس از آن نيز صاحب اولادى ديگر مىگردد ! خود « محمد بن على اسود » براى خود نيز چنين تقاضايى مطرح مىكند ، ولى پاسخ منفى دريافت مىدارد ! به گفته شيخ صدوق ، هرگاه « محمد بن على اسود » صدوق را در حال كسب علم و رفت و آمد به مجالس شيخ و استادش ، « ابن وليد » مشاهده مىكرده است ، مىگفته : « اين رغبت بر كسب علم از سوى تو عجب نيست ؛ چرا كه تو به دعاى امام عليه السّلام متولد گشتهاى ! » 6568712 خ 0 653 خ به گفته علامه مامقانى ، سيد صدر الدين از جمله كسانى است كه اين روايت را دليل بر وكالت « محمد بن على اسود » دانسته است ؛ و سپس خود مامقانى اين دلالت را منكر شده است ! 7568712 خ 0 654 خ ولى با توجه به آنچه در نقل پيشين گذشت ، اين روايت مىتواند مؤيد وكالت وى باشد ؛ گرچه خود دليلى مستقل بر اين معنى نيست ، و صرفا بر نهايت قرب و نزديكى وى به سفير سوم دلالت دارد . به علاوه ، به لحاظ دلالت بر ارتباط مستمر با شيخ صدوق ، مىتواند حاكى از حضور وى در قم ، و در نتيجه تعيين منطقه وكالتش باشد .
دليل ديگر بر وكالت « محمد بن على اسود » ، روايت صدوق و طوسى است . طبق اين نقل ، وى اموال مربوط به موقوفات را همواره به نزد « ابو جعفر عمرى » ، سفير دوم ، برده و تحويل مىداده است ؛ ولى در اواخر حيات سفير دوم ( دو يا سه سال قبل از رحلت او ) هنگامى كه وى طبق معمول ، اموال را به نزدش مىبرد ، سفير دستور مىدهد كه آنها را به « ابو القاسم حسين بن روح » تحويل دهد ! و پس از تحويل به « ابن روح » از وى طلب رسيد مىكند و او از دادن قبض و رسيد امتناع مىنمايد ! اصرار « محمد بن على اسود » باعث مىشود ابن روح از اين بابت به « عمرى » شكوه نمايد . از اينرو « عمرى » نيز وى را از درخواست رسيد منع كرده و مىگويد كه هر آنچه به « ابن روح » تحويل شود در حكم تحويل به خود من است . از آن پس ، وى اموال را به « ابن روح » مىداده و قبض و رسيدى طلب نمىكرده است ! 8568712 خ 0 655 خ به گفته صدوق ، اين نشانه آن است كه « عمرى » به علم الهى ، از ميزان اموال مطلع بوده و از اينرو نيازى به ارائه رسيد نمىديده است !
« ابو جعفر محمد بن على اسود » در روزهاى آخر حيات سفير دوم ، با وى در ارتباط مستقيم قرار داشته است . شيخ صدوق ضمن روايتى ، از او چنين نقل مىكند : « ابو جعفر
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 592
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٥٩٢