جلالت قدر وى و شخصيتى كه از خلال روايات ياد شده برايش ترسيم شد ، سازگارى ندارد . به گفته نجاشى ، وى فردى ثقه و صحيح الحديث بوده ، ولى از افراد ضعيف نيز نقل روايت مىكرده است . نجاشى براى وى ، كتابى با عنوان « كتاب الجبر و الاستطاعة » ، 8268712 خ 0 625 خ و شيخ طوسى « كتاب الردّ على اهل الاستطاعة » را نقل كرده است . 9268712 خ 0 626 خ همين امر تأييدى است بر آنچه گفتيم . گذشته از آنكه بعيد نيست وى در برههاى گرايش به عقايد جبر و تشبيه داشته است ؛ و بعدها به رذ اين عقيده پرداخته باشد ! سخن شيخ طوسى نيز دلالت بر سلامت عقيده وى دارد : « اسدى در حالى مرد كه تغييرى ( در دين ) ايجاد نكرد و طعنى بر او وارد نشده است » . نجاشى تاريخ درگذشت وى را شب پنجشنبه بيستم جمادى الاولى از سال 312 ق و شيخ طوسى ماه ربيع الثانى سال 312 ق عنوان كرده است . 0368712 خ 0 627 خ
7 . 4 . 64 . محمد بن شاذان بن نعيم شاذانى نيشابورى
شيخ صدوق در فهرست وكلايى كه موفق به رؤيت حضرت مهدى عليه السّلام و وقوف بر معجزاتش شدهاند ، نام « محمد بن شاذان » از نيشابور را ذكر كرده است . 1368712 خ 0 628 خ در جريان ياد شده در ذيل شرح حال « ابو الحسين اسدى » نيز به نقل از « محمد بن شاذان بن نعيم » گذشت كه وى 480 درهم از اموال متعلق به ناحيه مقدّسه را به اضافه بيست دينارى كه از جانب خود بر آن مىافزايد ، تا 500 درهم شود ، توسط « ابو الحسن اسدى » براى ناحيه ارسال مىدارد و اشارهاى به بيست درهم اضافه شده نمىكند ، و پاسخ ناحيه به اين صورت و اصل مىشود كه : « قد وصلت الخمسمأة درهم التى لك فيها عشرون درهما » ! و بنا به نقل صدوق ، وى پس از اين جريان نيز مالى را براى ناحيه مقدّسه ارسال مىدارد بدون آن كه ذكرى از نام صاحبان آن مال به ميان آورد ؛ و در پاسخ ناحيه ، به وصول مال و ميزان آن و نام صاحبانش اشاره شده بود ! 2368712 خ 0 629 خ جريان فوق در بسيارى از منابع اوليه آمده است . از اين رو با توجه به نقل اول كه از صدوق درباره وكلاى مشاهده كننده حضرت مهدى عليه السّلام آورديم ، وكالت « محمد بن شاذان » محرز مىشود . همچنين جريان فوق نيز مؤيد وكالت او است ؛ زيرا وى طبق اين نقل ، واسطه جمع وجوه شرعى و ارسال آن براى ناحيه بوده است . سخن تنها در اين است كه آيا « محمد بن شاذان » در نقل اول ، همان « محمد بن شاذان بن نعيم » در جريان فوق و در توقيع « اسحاق بن يعقوب » است ؟ 3368712 خ 0 630 خ و آيا او همان