« اسدى » در رى مرتبط مىشدند و توقيعات نيز مستقيما توسط « اسدى » به آنان عرضه مىشد ؛ و اين ، يعنى تسهيل بيشتر در امر ارتباط وكلاى مناطق دوردست شرقى ايران با مركز وكالت در بغداد .
ارتباط « اسدى » با ديگر مناطق ايران را مىتوان از روايت كلينى استنباط كرد . چنانكه در قسمتهاى پيشين گفتيم ، در عصر سفير دوم ، چندين وكيل همزمان با هم ، در همدان از سوى ناحيه مقدّسه به وكالت مشغول بودند ، و همه آنان موظف به مراجعه نزديك وكيل ارشدى به نام « هارون بن عمران همدانى » و فرزندش « حسن » بودند . بنا به نقل كلينى ، برادر و فرزند وكيل ارشد همدان ، يعنى « محمد بن هارون بن عمران همدانى » كه 500 دينار به ناحيه مقدّسه بدهكار بود و از بابت تأخير حاصل شده در پرداخت آن نگران بوده ، تصميم مىگيرد دكانهايى را كه به 530 دينار خريده بود ، بابت 500 دينار بدهىاش وقف ناحيه مقدّسه نمايد . در حالى كه وى در اين باره با احدى سخن نگفته بود توقيعى از سوى ناحيه مقدّسه براى « محمد بن جعفر اسدى » صادر گشته و او مأمور مىشود كه دكّانها را تحويل بگيرد ! متن توقيع چنين بود : « اقبض الحوانيت من محمد بن هارون بالخسمأة دينار الّتى لنا عليه » ! 2268712 خ 0 619 خ اين نقل مىتواند مؤيّد وجود رابطه قوى بين رى و همدان باشد . گرچه بيان روشنى از ارتباطات « رازى » و وكلاى همدان وجود ندارد .
روايت « صالح بن ابى صالح » نيز حكايت از وجود ارتباط بين « اسدى » در رى و نقاط ديگر دارد ؛ گرچه در اين روايت منطقه خاصى مشخص نشده است . « صالح بن ابى صالح » گويد : « در سال 290 ق گروهى از مردم از من خواستند كه وجوه شرعى را از آنان دريافت دارم . من نيز طى مكتوبى از ناحيه مقدّسه در اين خصوص استفسار نمودم . پاسخ رسيد كه ( وجوه شرعى ) در رى به « محمد بن جعفر عربى » تحويل شود ! » 3268712 خ 0 620 خ
شيخ صدوق طى روايتى از « ابو على اسدى » فهرستى از اسامى وكلا و غير وكلايى را كه موفق به رؤيت حضرت مهدى عليه السّلام و وقوف بر معجزاتش شدهاند آورده ؛ و در همين روايت ، نام « اسدى » نيز به عنوان وكيل رى كه موفق به اين امر گشته ، ذكر شده است . 4268712 خ 0 621 خ
گرچه كنيه « اسدى » در اين روايت « ابو على » آمده ، ولى مشخص است كه غير از « ابو الحسين اسدى » ، در عصر غيبت ، شخص ديگرى به نام « اسدى » به عنوان وكيل ناحيه رى نقل نشده است . از اينرو يا سهو قلمى صورت گرفته ، و يا آنكه وى مكنّا به هر دو كنيه بوده است !
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 577
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٥٧٧