نموده ، مىتوان چنين استنتاج نمود كه وكلاى ائمه عليهم السّلام نيز همچون خود آنها در جهات مختلف شرعى مورد وثوق بودهاند .
در اينجا لازم است به روايتى كه شيخ صدوق و شيخ طوسى نقل كردهاند ، اشاره كنيم . در اين روايت آمده كه : « قوّامنا و خدّامنا شرار خلق الله » ! 0976712 خ 0 47 خ اين حديث ، در صورتى كه از نظر سند و دلالت مورد خدشه قرار نگيرد ، ظهور در آن دارد كه خادمان و نمايندگان و وكلاى ائمه معصومين عليهم السّلام ، بدترين بندگان خدايند ! طبيعى است كه به هيچ عنوان نمىتوانيم اين حديث را با اين مضمون بپذيريم ؛ چرا كه عملا عكس مضمون حديث صادق است ! زيرا بهترين بندگان خدا آنانى هستند كه به مقام خدمتگزارى و نيابت معصومين عليهم السّلام نايل مىشوند ! از اين رو ، اين حديث يا به كلّى بايد متروك گردد و يا بر معنايى مقبول حمل شود . شيخ طوسى در مقام توجيه حديث ، فرموده است : « اين حديث بر عموم خود باقى نيست و ناظر به وكلايى است كه به خيانت گراييده و تغيير و تبديلى ( در مضامين دينى ) ايجاد كردند » . 1976712 خ 0 48 خ
اما مشخص است كه ظهور حديث در تعميم به نحوى است كه تخصيص آن به موارد اندك خيانت و فساد در وكلا قابل قبول نيست . از اين رو آنچه مقبولتر به نظر مىرسد ، اين است كه فلسفه صدور اين حديث را نيز در راستاى صدور همان دسته احاديثى تلقّى كنيم كه امامان معصوم عليهم السّلام ضمن آنها ، برخى از مبرّزترين صحابه خود را مورد مذمّت و نكوهش قرار داده و گاه با تعابيرى تند آنان را مورد حمله و هجمه قرار مىدادند ! براى نمونه ، « زرارة بن اعين » ، « محمد بن مسلم » ، « مفضّل بن عمر جعفى » و غير آنان ، در رواياتى كه غالب آنها را كشّى نقل كرده ، از سوى ائمه معاصرشان نكوهش شدهاند ! 2976712 خ 0 49 خ اين نكوهشها و حملهها ، در حقيقت به منزله ايجاد سپرى دفاعى براى اين دسته از صحابه مخلص ائمه عليهم السّلام در برابر تيرهاى اتّهام حاكميت عباسى بود . از آنجا كه ميزان قرب و ارتباط اينان با ائمه عليهم السّلام ، انگشت اتهام را متوجه آنان ساخته و جانشان را در معرض خطر قرار داده بود ، لذا هر از چندگاه ، بيانات نكوهشآميز و منفى امامان درباره اين افراد موجب دور شدن اتهام هميارى با امامان عليهم السّلام از آنان مىشد . به نظر مىرسد حديث ياد شده نيز با هدف قرار دادن همه خدّام و وكلاى ائمه عليهم السّلام ، چنين مقصدى را دنبال مىكند ؛ چرا كه خادمان بيوت شريفه ائمه عليهم السّلام و وكلا و نمايندگان آنان در معرض سوءظن حكّام
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 380
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٣٨٠