لزوم عدالت و ملكه تقوا در وكيل امام معصوم عليه السّلام ، از جملهاى كه امام دوازدهم عليه السّلام به هنگام نصب « محمد بن ابراهيم بن مهزيار » به وكالت به جاى پدرش به وى فرمود ، نيز قابل استفاده است ؛ بنابه روايت صدوق ، امام عليه السّلام به وى فرمود : « . . . يا محمّد ! اتّق الله ، و تب من كلّ ما انت عليه ، فقد قلّدت أمرا عظيما . . . » ! و مراد از امر عظيم ، جانشينى وى به جاى پدر به وكالت ناحيه مقدسه در اهواز بود ؛ چرا كه طبق نقل شيخ طوسى ، به وى خطاب شد :
« . . . قد أقمناك مقام أبيك . . . » . از اين نقل چنين برمىآيد كه لازمه احراز مقام وكالت ، توبه از تمامى گناهان و اتصاف به ملكه تقوا است ؛ و نمىتوان اين شرط را مختصّ تعدادى خاص از وكلاى مبرّز معصومين عليهم السّلام دانست ! چرا كه « محمد بن ابراهيم بن مهزيار » ، با توجه به آنچه خودش نقل مىكند ، جزو وكلاى برجسته ناحيه نبوده و حتى قبل از آنكه موفق به درك پيام ناحيه مقدّسه شود ، تصميم به تصرف شخصى در اموال ناحيه مقدّسه داشته است ! 7876712 خ 0 44 خ
از جريان مربوط به « قاسم بن علاء آذربايجانى » كه شيخ طوسى آن را به تفصيل نقل كرده ، نيز لزوم اتّصاف وكيل به ملكه عدالت و تقوا قابل استنباط است . وى در لحظات آخر عمر ، خطاب به فرزندش حسن ، كه مبتلا به شرب خمر بود ، گفت : « خداوند تو را نايل به منزلت و مرتبتى و الا خواهد نمود ، آن را همراه با شكرگزارى بپذير ، مشروط بر آنكه دست از شرب خمر بردارى ! » ؛ و هنگامى كه وى وعده اين كار را به پدر داد ، پدر دست به آسمان برداشته و سه مرتبه توفيق طاعت و ترك معصيت را براى وى طلب كرد . پس از رحلت قاسم ، توقيع ناحيه مقدّسه در تعزيت وى ، به فرزندش ، حسن ، رسيد و در آن توقيع ، ضمن نصب وى به جاى پدر ، اين جمله آمده بود : « الهمك الله طاعته و جنّبك معصيته . . . » . 8876712 خ 0 45 خ
روايت ديگرى كه مىتوان بهطور عموم ، لزوم برخوردارى وكلا از ملكه ايمان و تقوى و عدالت را از آن استفاده كرد ، جملهاى است كه در توقيع ناحيه مقدّسه در ارتباط با يكى از وكلاى ناحيه به نام حاجز صادر شد . گرچه توقيع به نام او است ، ولى لسان توقيع نسبت به مطلق وكلا عموميت دارد . امام دوازدهم عليه السّلام در راهنمايى كسى كه مرجعى مطمئن براى تحويل وجوه شرعى ، طلب مىكرد ، چنين مرقوم فرمود : « ليس فينا شكّ و لا فى من يقوم مقامنا شكّ و ردّ ما معك الى حاجز . . . » ! 9876712 خ 0 46 خ با توجه به اينكه حضرت ، نفى ترديد و درنگ در مورد حاجز را مترتّب بر نفى ترديد و شك در مورد وجود مقدس خود
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 379
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٣٧٩