تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
سؤال به ذهن سائل ، پاسخ متناسب با آن بر صفحه توقيع نقش مىبسته است ؛ براى نمونه ، مىتوان به روايت صدوق از « ابو الحسين أسدى » اشاره كرد كه در توقيع صادر شده براى وى آمده بود : « لعنة الله و الملائكة و الناس اجمعين على من استحلّ من مالنا درهما » ؛ در اين هنگام ، وى با خود مىگويد : اين امر درباره كسى است كه حرامى را حلال بشمارد ؛ پس چه تفاوتى بين حضرت حجّت عليه السّلام و ديگران است ؟ ! و وقتى مجدّدا به توقيع نظر مىكند عبارت توقيع را بدين‌صورت تغيير يافته مىبيند : « لعنة الله و الملائكة و الناس اجمعين على من اكل من مالنا درهما حراما ! » . 3546712 خ 0 114 خ در مواردى ، برخى از وكلا به امر امام عليه السّلام سؤالات را در كاغذى نوشته و زير سجّاده مىنهادند و پس از ساعتى به ورقه سؤال مراجعه كرده و پاسخ‌ها را بر روى آن ثبت شده مىيافتند ! نظير آنچه درباره « محمد بن فرج رخجى » رخ داد . وى وكيل الوكلاى امام هادى عليه السّلام بود و امام به وى فرموده بود كه براى اخذ پاسخ سؤالاتش به طريق ياد شده عمل كند ! 4546712 خ 0 115 خ رابطه توقيعات با اعجاز ناحيه مقدسه گاه به نحو ديگرى بروز مىكرد ؛ در يك مورد ، « حسن بن على وجناء » براى اثبات صدق دعوى سفارت حسين بن روح به « محمد بن فضل موصلى » كه منكر اين امر بوده ، پيشنهاد مىكند با قلم بىدوات ، سؤالاتى را روى كاغذ نوشته و به ابن روح بدهند تا پاسخ دهد ! و همين كار را انجام مىدهند و تا پس از نماز ظهر صبر مىكنند و جواب آماده مىشود ؛ در حالىكه جواب‌ها را دقيقا مطابق همان سؤالاتى كه در ذهن داشتند ، مىيابند . 5546712 خ 0 116 خ در موردى ديگر ، شخصى به نام « ابو غالب زرارى » براى عرضه مشكلش به پيشگاه ناحيه مقدسه به خانه ابن روح مراجعه مىكند و به امر دستيارش ، نامش را روى كاغذى مىنويسد ، و پس از بازگشت ، توقيعى بر وى عرضه مىشود كه در آن ، اشاره به مشكل او و بشارت به رفع آن آمده بود ! 6546712 خ 0 117 خ شواهدى نيز دالّ بر آن است كه گاه پاسخ توقيعات ، توسط برخى از وكلاى برجسته ناحيه مقدسه داده مىشد ، بدون آنكه آنها را به حضور امام عليه السّلام عرضه كند ! البته اين امر ، با اشراف سفير و طبعا امام عليه السّلام انجام مىگرفت ؛ براى نمونه ، نامه‌اى درباره يكى از شيعيان قم كه منكر فرزندش شده و نسبت به همسرش بدبين شده بود ، توسط برخى از بزرگان اين شهر به ناحيه مقدسه نوشته و ارسال مىشود ؛ پس از آن‌كه نامه را بر سفير سوم عرضه مىدارند ، وى بدون نظر به آن ، حامل نامه را به نزد « ابو عبد اللّه بزوفرى »