تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
موبدان در امور مهم كشورى و اجراى عدل بين مردم ، از وى ، به امر خود او سؤال كرده‌اند و جواب داده است ؛ و فردوسى نيز اشاراتى به آن دارد :
به پاسخ چنين بود توقيع شاه * كه آن‌كس كه خسته بود بر گناه چو بيمار زار است و ما چون پزشك * ز دارو گريزان و ريزان سرشك به توقيع پاسخ چنين داد باز * كه هستيم از لشكرى بىنياز به توقيع گفت آنچه هستند خرد * ز دست اسيران نبايد شمرد چه آن نامه نزديك قيصر رسيد * نگه كرد و توقيع پرويز ديد
و نقل شده كه كاتبى ضمن نامه‌اى به صاحب بن عبّاد نوشت : « ان انسانا هلك و ترك يتيما و اموالا جليلة لا تصلح لليتيم » ؛ و مقصد كاتب آن بود كه صاحب بن عبّاد را بر تصرف اموال مذكور تحريك كند ! ولى صاحب در پاسخ چنين « توقيع » نمود : « الهالك رحمه الله و اليتيم اصلحه الله و المال اثمره الله و الساعى لعنه الله » ! 3346712 خ 0 96 خ چنان‌كه گذشت ، استعمال واژه توقيع ، غالبا مربوط به مكاتبات ناحيه مقدّسه در عصر غيبت صغرا است ؛ ولى پيش از آن نيز به خصوص در عصر امام عسكرى عليه السّلام ، اين واژه درباره نامه‌هاى ائمه عليهم السّلام استعمال شده است . 5346712 خ 0 97 خ شيعيان معمولا سؤالات فقهى ، كلامى ، دينى و يا مسايل و مشكلات شخصى را در نامه‌هايى نگاشته و به وكلا و سفراى ائمه عليهم السّلام تحويل مىدادند . آنان نيز گاه خود اين نامه‌ها را به امام عليه السّلام تحويل مىدادند ، و گاه مجموع چند نامه و چندين سؤال و درخواست را يك‌جا نگاشته و به محضر امام عليه السّلام مىرساندند ، و امام عليه السّلام نيز پاسخ را در ذيل ، حاشيه ، پشت و يا لابه‌لاى خطوط سؤال ، كتابت مىفرمود . اصطلاح « توقيع » درباره اين‌گونه از مكتوبات ائمه عليهم السّلام رايج شده است . البته اطلاق اين واژه ، منحصر به مواردى نيست كه امام در پاسخ به سؤال يا درخواستى ، چيزى بنگارد ؛ بلكه بسيار است توقيعاتى - به‌خصوص از سوى ناحيه مقدّسه - كه مسبوق به سؤال يا درخواستى نبوده است ؛ مثلا امام دوازدهم عليهم السّلام به عنوان تعزيت رحلت سفير اول ، توقيعى خطاب به فرزند وى ( سفير دوم ) صادر فرمود كه مسبوق به سؤالى نيز نبود ؛ و همين‌طور ، آخرين توقيعى كه خطاب به سفير چهارم صادر شد و در ضمن آن ، پايان دوره غيبت صغرا اعلام گشت ، از اين قبيل توقيعات است . 7346712 خ 0 98 خ