سالهاى 282 تا 288 ق رخ داده باشد . از اين گزارش معلوم مىشود كه جاسوسان عباسى به اين نتيجه رسيده بودند كه امام يازدهم ، حضرت عسكرى عليه السّلام ، در حقيقت از خود جانشينى باقى گذارده است تا فعاليتهاى زيرزمينى وكلايش را هدايت كند ؛ ولى از محل اقامت او مطمئن نبودند . از اين رو كوشيدند تا بعضى از وكلا و هواداران او را بازداشت كنند ، به اين اميد كه با بازجويى از آنها بتوانند امام دوازدهم عليه السّلام را دستگير كنند . به همين دليل ، خليفه دستور داد تا جاسوسانى را با پول در ميان وكلا نفوذ دهند ؛ اما شبكه سفارت به قدرى قوى و از آنچنان كارآيى برخوردار بود كه وكلا بلافاصله با دستورى كه از ناحيه مقدّسه مبنى بر امتناع همه آنان از اخذ هرگونه وجهى تا اطلاع ثانوى صادر شد ، به نقشه خليفه و وزير پىبردند . هنگامى كه يكى از جاسوسان نزد « محمد بن احمد بن جعفر قمّى عطّار » ( معروف به قطّان و از وكلاى برجسته در بغداد ) آمد تا مبلغى را تحويل دهد ، وى چنان وانمود كرد كه هيچ چيزى درباره اين موضوع نمىداند . وكلاى ديگر نيز به همين نحو عمل كردند . 2985712 خ 0 185 خ با توجه به اين نقل ، نقش امام عليه السّلام در حفاظت سازمان و استتار فعاليتهاى آن به خوبى روشن مىشود . در اينجا نيز علم امامت بهترين مددرسان براى كشف نيّات سوء حاكميت عباسى عليه سازمان وكالت و رهبرى آن بود .
مواردى كه ذكر شد با صرفنظر از فعاليتهاى عديده وكلا و بابهاى ائمه عليهم السّلام در حفظ اصل نهانگرايى در سازمان وكالت بود . نمونه اين پنهانكارى را مىتوان در استتار فعاليتهاى « عثمان بن سعيد عمرى » و پسرش محمد ، در قالب شغل روغنفروشى اشاره كرد . نمونههاى ديگر در مبحث « اصل نهانگرايى در سازمان وكالت » ارائه خواهد شد .
4 . 2 . وكلا و بابها ، كارگزاران سازمان وكالت
گفته آمد كه در رأس هرم سازمان وكالت ، امامان شيعه عليهم السّلام بودند و سپس بابها و وكلاى ارشد ، و در پى آنان وكلا جزو مستقر در نواحى دور و نزديك قرار داشتند . گرچه ائمه عليهم السّلام با ايفاى نقش رهبرى در سازمان وكالت ، تأثيرى بهسزا در جريان امور آن داشتند ، ولى تحقّق اهداف ائمه عليهم السّلام و منويّات ايشان در سازمان وكالت ، مترتب بر شيوه