برآيى ، يا خود را معرفى كنى ؛ چرا كه ما در سرزمين بدى به سر مىبريم . به دنبال كارت برو كه اخبار و احوال تو به ما و اصل مىشود ؛ اين را بدان » . 0985712 خ 0 183 خ
عصر غيبت صغرا ، عصر وكالت و نيابت بود و رهبرى ظاهرى شيعيان بر دوش برترين وكلاى امام عصر عليه السّلام ، يعنى ابواب و سفراى چهارگانه نهاده شده بود . در چنين وضعى طبيعى بود كه حساسيت زيادى از جانب حاكميت عباسى براى كشف فعاليت آنان ، و از جانب امام عليه السّلام براى استتار اين امر اعمال شود . گرچه اهتمام شديد سفرا و ابواب حضرت بر نهانكارى ، موجب پنهان ماندن فعاليتهاى وسيع سازمان از ديد حاكميت عباسى شد ، ولى در برهههايى از اين عصر با خبرچينى جاسوسهاى حكومتى ، بخشى از فعاليت وكلا براى آنان برملا مىشد . در اين مقاطع حساس ، امدادهاى منبعث از علوم غيبى امام عصر عليه السّلام ، سازمان را از اين آسيبها حفظ مىكرد ؛ براى نمونه ، در عصر خلافت معتضد عباسى ( 279 - 289 ق ) با بازرسىهاى دقيق وى نسبت به محافل زيرزمينى اماميه ، براى مقامات دولتى ثابت شد كه اماميه داراى سازمانى مخفى و زيرزمينى هستند . به روايت كلينى ، جاسوسان عبيد اللّه بن سليمان وزير كشف كردند كه اماميه هنوز امامى دارند كه فعاليتهاى آنها را كنترل مىكند و وكلايى نيز در كار جمع وجوه شرعى و ايجاد ارتباط بين شيعيان هستند . كلينى از حسين بن حسن علوى نقل كرده كه :
« دو نفر از ياران صميمى روز حسنى ، نديم خليفه ، با هم گفتگو مىكردند . يكى از آنها مىگفت :
چرا او ( امام دوازدهم عليه السّلام ) پول جمع مىكند و وكيل دارد ؟ آنگاه نام تمام وكلا را در همه مناطق ذكر كردند . سپس اين اطلاعات را در اختيار عبيد اللّه بن سليمان وزير كه مىكوشيد ايشان را دستگير كند قرار دادند ؛ ولى خليفه معتضد به او گفت : در جستجوى مكان اين مرد ( امام عليه السّلام ) باشد زيرا اين امر مهمّى است ! و عبيد اللّه بن سليمان وزير گفت : بگذار وكلا دستگير شوند ! ولى خليفه گفت : نه ، امّا در ميان آنها چند جاسوس كه ( در خدمتشان به حكومت ) ناشناس باشند نفوذ بده تا به وكلا پول بدهند ، سپس هركس كه پول را پذيرفت دستگير كن ! » 1985712 خ 0 184 خ
گرچه كلينى تاريخ اين حادثه را ذكر نمىكند ولى چنانكه مىدانيم ، عبيد اللّه بن سليمان وزير تا سال 228 ق در خدمت خليفه معتضد بود . از اين رو ، اين حادثه بايد بين
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 221
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٢٢١