تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
رسيدم حرمله را نزد مختار آوردند . وى فرمود تا دست و پاى او را بريدند ، سپس او را به آتش سوزاندند . « 1 » مختار چون از مساعدت امام على بن الحسين ( ع ) مأيوس شد از محمد بن حنفيّه فرزند امير المؤمنين رخصت خواست تا مردم را به دو بخواند ، محمد پذيرفت و مختار او را مهدى امت خواند ، فرقه‌اى كه در اسلام بنام كيسانيه معروف‌اند ، در اين روزگار پديد شدند . « 2 » ابن سعد نوشته است مختار صد هزار درهم نزد على بن الحسين فرستاد ، او آن مال را نزد خود نگاهداشت . پس از كشته شدن مختار ، ماجرا را به عبد الملك نوشت و او پاسخ داد كه من اين مال را به تو دادم . « 3 » سالهاى 66 - 75 هجرى براى حجاز ، عراق و شام سالهاى محنت و آشوب بود . در سراسر اين ده سال اين ايالت‌ها ، روى آرامش نديدند . شام - چنان كه نوشتيم ، صحنهء پيكار خونين كلبيان و قيسيان - عربهاى جنوبى و شمالى - شد . حجاز شاهد هجوم سپاهيان عبد الملك بر مكه و سرانجام كشته شدن عبد الله پسر زبير بود ، اما عراق بيش از اين دو ايالت كيفر نامردمى خود را ديد . راستى بايد گفت نفرين فرزند پيغمبر ( ص ) گريبان مردم اين سرزمين را گرفت . حسين ( ع ) دربارهء آنان چنين گفت : « خدايا باران آسمان و بركت‌هاى زمين را از آنان بازدار ! جمع آنان را از هم پراكنده ساز ! و هيچ‌گاه حكومتها را از آنان راضى مگردان ! « 4 » در محرم سال شصت و يكم هجرى پسر زياد ، سر پسر دختر پيغمبر را پيش روى خود ديد و شادمان شد ، پنج سال بيش نگذشت كه سر پسر زياد پيش روى مختار نهاده شد و سالى نگذشت كه سر مختار را برابر مصعب پسر زبير نهادند و پنج سال نگذشت كه سر مصعب پيش روى عبد الملك بن مروان قرار گرفت . « 5 »
هامش
( 1 ) . مناقب ج 4 ص 133 ( 2 ) . رجوع شود به تاريخ تحليلى اسلام ص 173 ( 3 ) . طبقات ج 5 ص 158 ( 4 ) . طبرى ص 343 و نگاه كنيد به پس از پنجاه سال از نويسنده ص 194 ( 5 ) . الصواعق المحرقه ص 198 - 199 تاريخ تمدن اسلام ج 4 ص 85 ، مروج الذهب ج 2 ص 121
زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 94 | سيد جعفر شهيدى