را بر اين كار چنان سپاس گو كه نيكوكار بر خود را سپاس ميگوئى . « 1 »
30 - حق پيشنماز :
و اما حق پيشنماز تو آنست كه بدانى او عهدهدار نمايندگى ميان تو و پروردگارت - عزّ و جلّ - است او از جانب تو سخن ميگويد و تو از جانب او سخن نميگوئى . او براى تو دعا مىكند و تو براى او دعا نميكنى . و مهم ايستادن تو را برابر خداى - عز و جل - كفايت مىكند و تو از او كفايت نميكنى . پس اگر در آن نقصى باشد بر اوست نه بر تو . و اگر درست باشد ، تو شريك او هستى و او را بر تو برترى نيست .
او خود را سپر تو و نمازش را سپر نماز تو كرده . پس او را بدين اندازه سپاسگوى . « 2 »
31 - حق همنشين :
و اما حق همنشين تو اينست كه با او نرمخو باشى . و در سخن گفتن با وى به راه انصاف روى و از آنجا كه نشستهاى جز با رخصت او برنخيزى - و آنكه نزد تو نشيند تواند كه بىرخصت تو برخيزد - و لغزش او را فراموش كنى . و خوبىهاى او را حفظ كنى و جز سخن نيك به گوش او نگوئى « 3 » .
32 - حق همسايه :
و اما حق همسايهات ، حفظ اوست در نهان و بزرگداشت اوست در عيان و يارى او اگر ستمديده باشد . و بايد كه عيب او . را نجويى . و اگر از او زشتى ديدى آن را بپوشانى . و اگر دانستى اندرز تو را مىپذيرد او را اندرز دهى - چنان كه بين تو و او بماند - و هنگام سختى او را رها نكنى . و از خطاى او درگذرى . و گناه او را ببخشى .
هامش
( 1 ) . و امّا حقّ المؤذّن أن تعلم أنّه مذكّر لك ربّك - عزّ و جلّ - وداع لك الى حظّك . و عونك على قضاء فرض اللّه عليك . فاشكره على ذلك شكرك للمحسن إليك .
( 2 ) . و امّا حقّ امامك فى صلاتك فأن تعلم أنّه قد تقلّد السّفارة فيما بينك و بين ربّك - عزّ و جلّ - و تكلّم عنك و لم تتكلّم عنه . و دعا لك و لم تدع له . و كفاك هول المقام بين يدى اللّه - عزّ و جلّ - فإن كان به نقص كان به دونك و إن كان تماما كنت شريكه . و لم يكن له عليك فضل . فوقى نفسك بنفسه و صلاتك بصلاته فتشكر له على قدر ذلك .
( 3 ) . و امّا حقّ جليسك فأن تلين له جانبك و تنصفه فى مجاراة اللّفظ و لا تقوم من مجلسك الّا بإذنه . و من يجلس اليك يجوز له القيام عنك به غير إذنك و تنسى زلّاته و تحفظ خيراته و لا تسمعه إلّا خيرا .