تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١

23 - حق پدر :

اما حق پدر تو اين ستكه بدانى او اصل تو است و اگر او نبود تو نميبودى . پس هرگاه در خود چيزى ديدى كه تو را شادمان ساخت بدان كه اصل آن نعمت را از پدرت دارى . و خدا را بر آن سپاس گوى و آن اندازه كه ميتوانى شكر او گوى « و لا قوّة إلّا باللّه » . « 1 » .

24 - حق فرزند :

و اما حق فرزند تو اين ستكه بدانى او از توست و در نيك و بد اين جهان پيوسته به تو . و تو به حكم ولايتى كه بر او دارى در آداب نيك آموختن و شناساندن خدا - عزّ و جلّ - و كمك كردن وى بر اطاعت خدا مسئول او هستى - پس در كار او همچون كسى باش كه ميداند در نيكوئى وى را پاداش ، و در بدى او را كيفر ميدهند . « 2 »

25 - حق برادر :

و اما حق برادرت اين ستكه بدانى او دست تو ، و عزت تو ، و قوت توست . پس او را سلاح نافرمانى خدا مساز ! و وسيلهء ستم بر آفريدگان خدا قرار مده ! و برابر دشمنانش يارى او را ترك مكن ! و نصيحت خود را از او بازمگير ! - اگر در فرمان خدا باشد - و گرنه خدا را از او بزرگ‌تر بدان . « و لا قوّة إلّا باللّه » « 3 » .

26 - حق مولى :

و اما حق مولاى تو كه تو را آزاد كرده ، اينكه بدانى او مال خود را در راه تو داده و تو را از خوارى بندگى و وحشت آن رانده و به عزت آزادى و انس آن رسانده . از بند
هامش
( 1 ) . و أمّا حقّ أبيك فأن تعلم أنّه أصلك ، و أنّك لولاه لم تكن . فمهما رأيت فى نفسك ممّا يعجبك ، فاعلم أنّ اباك اصل النّعمة عليك فيه و احمد اللّه و اشكره على قدر ذلك و لا قوّة إلّا باللّه . ( 2 ) . و امّا حق ولدك فأن تعلم أنّه منك و مضاف اليك فى عاجل الدّنيا بخيره و شرّه و انّك مسئول عمّا ولّيته من حسن الادب و الدّلالة على ربّه عزّ و جل و المعونة له على طاعته فاعمل فى امره عمل من يعلم انه مثاب على الاحسان اليه معاقب على الإساءة اليه . ( 3 ) . و امّا حقّ اخيك فأن تعلم أنّه يدك و عزّك و قوّتك فلا تتّخذه سلاحا على معصية اللّه و لا عدّة للظّلم لخلق اللّه و ( لا ) تدع نصرته على عدوّه و النّصيحة له . فإن اطاع اللّه . و الّا فليكن اللّه أكرم عليك منه . و لا قوّة إلّا باللّه .