زيارت امين الله ( از زيارتهاى معروف ) است .
اگر در انتساب روضه به كلينى ترديدى نكنيم و اگر روايتهاى سيد را از جهت سند درست بدانيم بايد آمدن امام على بن الحسين ( ع ) بكوفه را بين سالهاى 67 - 74 فرض كنيم كه سالهاى حكومت حارث بن ربيعه ، بشر بن مروان و عبد الله بن خالد بر اين شهر و دورهء بىثباتى حكومتهاى عراق و عدم تسلط كامل دمشق بر ايالتها بوده است زيرا :
1 - امام على بن الحسين پس از بازگشت از شام تا پايان زمامدارى يزيد در مدينه بسر برده است و چنان كه ديديم در واقعهء حرّه حاضر بود و خاندانهايى را از مردم شهر پناه داد .
2 - پس از مرگ يزيد كوفه دستخوش آشوب و انقلاب گرديد ( 64 - 67 ) و در اين مدت هم امام على بن الحسين در مدينه بسر برده است زيرا چنان كه نوشتيم مختار پس از تسلط بر كوفه به دو نامه نوشت و از وى خواست رخصت دهد تا دعوت بنام او آغاز گردد .
3 - در دورهء حكومت بيستساله حجاج بر كوفه ( 75 - 95 ه . ق ) ظاهرا امام على ابن الحسين بدين شهر نيامده . چه از يكسو دشمنى حجاج با او و خاندان او آشكار است و از سوى ديگر با مراقبتهاى دقيق وى بر شهر و سياست انتظامى كه پيش گرفت « 1 » ممكن نبود على بن الحسين به كوفه درآيد و آمدن او از ديدهء جاسوسان حجاج پنهان ماند . و اگر او را ميديدند مسلما نزد حجاج ميبردند .
احتمال آمدن آن حضرت به كوفه تنها در فاصله سالهاى 67 - 74 ميسر است اما فرض بهتر و دقيقتر اينست كه بگوئيم ابو حمزه در سفرهاى مكرر خود به مدينه شرف ملاقات امام را يافته و دعاها و روايتها را در آنجا از او آموخته است . ( و العلم عند الله ) .
هامش
( 1 ) . نگاه كنيد به تاريخ تحليلى اسلام ص 182 به بعد .