خواهندگان گشوده است . آمدهام تا بر من بديدهء رحمت بنگرى كه تو أرحم الرّاحمين هستى ! سپس گفت :
يا من يجيب دعا المضطرّ فى الظّلم * يا كاشف الضّرّ و البلوى مع السّقم « 1 »
قد نام وفدك حول البيت قاطبة * و أنت وحدك يا قيّوم لم تنم « 2 »
أدعوك ربّ دعاء قد أمرت به * فارحم بكائى بحقّ البيت و الحرم « 3 »
إن كان عفوك لا يرجوه ذو سرف * فمن يجود على العاصين بالنعم « 4 »
روزى فرزندش ابو جعفر نزد او رفت . پدر را ديد كه از شبزندهدارى بسيار برنگ زرد در آمده ، و ديدگانش از گريهء فراوان چرك كرده و پيشانى او پينه بسته .
بينى وى از سجده خراشيده و پاهايش از ايستادن بسيار ورم كرده . چون پدر را بدين حال ديد نتوانست گريه خود را نگاه دارد . پدر به دو نگريست و گفت :
- فرزندم آن صحيفهها را كه اعمال على بن ابى طالب در آن ثبت شده به من بده ! اوراق را به دو دادم لختى بدان نگريست و با گرفتگى خاطر گفت :
- چه كسى توانائى عبادت على بن ابى طالب را دارد « 5 »
روزى جابر بديدن او رفت و گفت :
فرزند رسول خدا . نميدانى خدا بهشت را براى شما و دوستداران شما و دوزخ را براى دشمنان شما آفريده است ؟ اين چه رنجى است كه بر خود هموار ميكنى ؟ و خود را اين چنين به سختى مىافكنى ؟ امام پاسخ داد : اى يار رسول خدا نميدانى كه پروردگار گناهان رسول خدا را بخشيد با اينهمه او كوشش خود را در عبادت از دست نداد و چندان خدا را عبادت كرد كه ساقهاى او ورم آورد . گفتند تو چنين ميكنى و خدا گناهان پيشين و واپسين تو را بخشيده است فرمود :
هامش
( 1 ) . اى كه مىپذيرى درماندگان را كه در تاريكى دعا ميكنند اى زدايندهء سختى و بيمارى و گزند .
( 2 ) . مهمانان تو همگى گرد خانهء تو خوابيدهاند و تو نمىخوابى اى يكتاى بىمانند
( 3 ) . ترا مىخوانم چنان كه فرمودهاى اى پروردگار به حق خانه و حرم بر گريهء من رحمت آر
( 4 ) . اگر اميد غرقه در گناه ، از بخشش تو برخيزد چه كسر بر گناهكاران باران رحمت ريزد ؟
( مناقب ج 4 ص 150 )
( 5 ) . ارشاد ج 2 ص 143