وَ لا يَتَساءَلُونَ »
« 1 »
به خدا فردا جز عمل صالح چيزى تو را سود ندارد . « 2 »
مفيد از عبد الله بن محمد قرشى روايت كند :
چون على بن الحسين وضو ميگرفت رنگش زرد مىشد . به دو مىگفتند تو را چه مىشود ميگفت :
- ميدانيد مىخواهم پيش چه كسى بر پا بايستم ؟ « 3 »
نافلههايى را كه در روز از او فوت شده بود در شب قضا ميكرد و مىفرمود :
- فرزندانم ! اين نماز بر شما واجب نيست ولى دوست دارم شما بر كار خير عادت كنيد و آن را ادامه دهيد « 4 »
زهرى ميگفت :
در روز قيامت ندا ميدهند سيد عابدان زمان خود برخيزد . در آن وقت على بن الحسين خواهد برخاست « 5 »
مردى به سعيد بن مسيّب گفت : باورعتر از فلان نديدم !
- على بن الحسين را ديدى ؟
- نه !
- اگر ديده بودى ميگفتى باورعتر از او نديدم « 6 »
هرگاه نام او برده مىشد مىگريست و مىگفت زين العابدين « 7 » و مىگفت ، سيد عابدان على بن الحسين است « 8 »
روزى در سجده بود ، آتش در خانهاش افتاد . به دو گفتند يا بن رسول الله آتش .
هامش
( 1 ) . گاهى كه در صور دميده شود ، ميان آنان پيوندى نباشد و يكديگر را نپرسند ( مؤمنون : 101 )
( 2 ) . مناقب ج 4 ص 151 . بحار ص 81 - 82
( 3 ) . ارشاد ج 2 ص 143 و نگاه كنيد به عقد الفريد ج 3 ص 103 و صفة الصفوة ج 2 ص 52 و حلية الاولياء ج 3 ص 133 و مناقب ج 4 ص 150 و نگاه كنيد به خصال ص 616 و علل الشرايع ص 232 و الصواعق المحرقه ص 200 و بحار ص 79
( 4 ) . كشف الغمه ج 2 ص 75 و صفة الصفوة ج 2 ص 53
( 5 ) . كشف الغمه ج 2 ص 106
( 6 ) . كشف الغمه ج 2 ص 80 و صفة الصفوة ج 2 ص 56 . حلية الاولياء ج 3 ص 141
( 7 ) . كشف الغمه ج 2 ص 76
( 8 ) . ارشاد ج 2 ص 145