شام با او بودند . در اين هنگام زين العابدين على بن الحسين بن ابى طالب رضوان الله عليهم اجمعين در آمد . چهره او از زيباترين چهرهها و بوى او خوشترين بوها ، بلكه گويم پاكيزهترين و شريفترين مردم در نهاد . و سرشت و اصل و فرع . پس گرد خانه گرديد و چون به حجر الاسود رسيد مردم بكنار رفتند تا او دست بر حجر ماليد . مردى از شاميان گفت :
- اين كيست كه مردمان اين چنين به دو حرمت مىنهند ؟ هشام از بيم آنكه شاميان به دو رغبت نكنند گفت :
- نميدانم . فرزدق كه حاضر بود گفت :
- من او را مىشناسم ! شامى پرسيد :
- ابو فراس او كيست ؟ فرزدق گفت . . .
بيتهايى را كه يافعى ثبت كرده همان بيتهايى است كه در ديوان فرزدق ديده مىشود ، جز اينكه بيتهاى 15 - 18 - 26 - 27 ديده نميشود و در مقابل اين دو بيت را اضافه دارد :
لا يخلف الوعد ميمون نقيبته * رحب الفناء اريب حين يعترم
يأبى لهم ان يخل الذم ساحتهم * خيم كريم و ايدى بالندى هضم
چون هشام اين قصيده را شنيد در خشم شد و فرزدق را بزندان افكند . زين العابدين دوازده هزار درهم براى او فرستاد . فرزدق آن را برگرداند و گفت من براى خدا او را ستودم ، زين العابدين گفت :
- ما اهل بيت چيزى را كه بخشيديم نميگيريم . و فرزدق آن هديه را پذيرفت . « 1 »
ابن خلكان متوفاى 806 يا 808 قصيده را ضمن شرح حال فرزدق نوشته ، و شمارهء بيتها در كتاب او وفيات الاعيان بيست و هفت بيت است ليكن بعضى بيتها در تقدم و تأخر با ترتيبى كه در ديوان فرزدق ديده مىشود اختلاف دارد . نيز دو بيت 18 و 27 در آن ديده نميشود و بجاى آن دو بيت ديگر آمده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . مرآة الجنان ج 1 ص 239 - 241 چاپ مؤسسه اعلمى بيروت .
( 2 ) . وفيات الاعيان ج 5 ص 145 - 146