به راه مكه روان شد . پسر عموى او كه از بنو مجاشع بود گفت :
- ابو فراس ! اين حسين بن على است ؟
- آرى حسين بن على و فرزند فاطمه زهرا دختر محمد مصطفى است به خدا او فرزند بهترين مردم است و فاضلترين كسى است كه بر روى زمين راه ميرود . من در گذشته بىآنكه چشم داشت عطائى داشته باشم بيتهايى در ستايش او گفتهام . من در سرودن اين شعرها رضاى خدا و بهشت را ميخواهم اگر بخواهى آن بيتها را بشنوى ميتوانى .
بگو تا بشنوم !
- دربارهء او و مادر و پدر و جدش چنين گفتهام :
هذا حسين رسول الله والده * امست بنور هداه تهتدى الامم
هذا ابن فاطمة الزهراء عترتها * فى جنة الخلد مجريا به القلم
بيوتهم فى قريش تستضاء بها * فى النائبات و عند الحكم ان حكموا
فجده من قريش فى أرومتها * محمد و على بعده علم
و خيبر و حنين يشهدان له * و فى قريظة يوم صيلم قتم
مواطن قد علت اقدارها و نمت * آثارها لم تملها العرب و العجم
و در مقابل بيتهاى 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 14 - 15 - 16 - 18 - 22 - 25 - 26 قصيده را ندارد ولى از جملهاى كه در آخر بيتها افزوده ( الى آخر كلام ) معلومست كه در عصر اربلى شماره بيتها بيش از آن بوده است كه وى ثبت كرده و ممكن است بيتهايى را كه ثبت نكرده همان بيتها باشد . « 1 »
يافعى متوفى سال 768 ه . ق . نويسد :
به فرزدق مكرمتى نسبت دادهاند كه در آخرت براى او اميد رحمت ميرود . و آن چنانست كه چون هشام بن عبد الملك در روزگار پدر خود حج گزارد ، هنگام طواف كوشيد كه خود را به حجر الاسود برساند و دست بر آن بمالد ، از انبوه جمعيت نتوانست .
پس براى او منبرى نهادند و بر آن نشست و بنظاره مردمان پرداخت و گروهى از بزرگان
هامش
( 1 ) . كشف الغمه ج 2 ص 43 - 44