سپس بيتهاى 2 - 1 - 10 - 13 - 11 - 15 - 16 با اندك اختلاف در كلمات ثبت كرده است . و از روايتى ديگر داستان هشام را نوشته و در پايان مىافزايد :
بيتهاى فرزدق بيش از اين است كه نوشتيم ، ليكن آن را نياوردم چون معروف است . « 1 »
محمد بن قتّال نيشابورى مقتول به سال 508 نويسد : چون هشام خواست دست بر حجر الاسود بكشد و نتوانست ، براى او منبرى نهادند و مردم شام گرد او را فرا گرفتند .
در اين هنگام على بن الحسين درآمد ، ازارى و ردائى پوشيده ، و زيباترين و خوشبوترين مردم و ميان پيشانى او از اثر سجده پينه بسته بود . چون نزديك حجر رسيد مردم بكنار رفتند . هشام در خشم شد مردى شامى پرسيد كيست ؟ هشام براى آنكه شاميان به دو مايل نشوند گفت نمىشناسم فرزدق گفت اما من مىشناسم . هشام پرسيد كيست ؟ وى اين شعرها را خواند « 2 »
آنچه ابن فتّال در روضة الواعظين آورده ، همان بيتهاى قصيده است جز آنكه بيت چهارم را ندارد و در عوض اين سه بيت را اضافه دارد :
هذا على رسول الله والده * امست بنور هداة تهتدى الظلم
لا يخلف الوعد ميمون نقيبته * رحب الفناء اديب حين يعتزم
يا بى لهم ان يحل الذم ساحتهم * خيم كريم و ايدى بالندى هضم « 3 »
ابن شهر آشوب متوفاى 588 شماره بيتها را چهل و يك ثبت كرده « 4 » و نويسد : تمام قصيده اينست :
يا سائلى اين حل الجود و الكرم * عندي بيان اذا طلابه قدموا
هذا الذي تعرف البطحاء وطأته * و البيت يعرفه و الحل و الحرم
هذا ابن خير عباد الله كلهم * هذا التقى النقى الطاهر العلم
هذا الذي احمد المختار والده * صلى عليه الهى ما جرى القلم
لو يعلم الركن من قد جاء يلثمه * لخر يلثم منه ما وطى القدم
هامش
( 1 ) . امالى ص 67 - 9 - ج 1
( 2 ) . شرحى كه ابن قتال درباره علت سرودن بيتها نوشته همانند آنست كه در زهر الآداب آمده است .
( 3 ) . روضة الواعظين ص 200 - 201
( 4 ) . مناقب ج 4 ص 169 - 172