براى اينكه شاميان بزرگى او را ندانند گفت :
- نميدانم . فرزدق كه حاضر بود برخواند . . . بيتهايى كه حصيرى در كتاب خود ضبط كرده بيست و نه بيت است .
سپس نويسد :
گويند حزين كنانى بر عبد الله بن عبد الملك بن مروان كه امير مصر بود درآمد و برخواند :
لما وقفت عليه فى الجموع ضحى * و قد تعرضت الحجاب و الظلم
حيّيته بسلام و هو مرتفق * و ضجة القوم عند الباب تزدحم
فى كفه خيزران ريحه عبق * فى كف أروع فى عرنينه شمم
يغضى حياء و يغضى من مهابته * فلا يكلم الا حين يبتسم
و گويند كه اين بيت از داود بن سلم است در ستايش قثم بن عباس ، و گفتهاند آن را لعين شنفرى « 1 » دربارهء على بن الحسين سروده است و او را لعين گفتهاند چون هنگامى كه مردم در نماز بودند شعر مىخواند عمر پرسيد اين لعين كيست ؟ « 2 »
شيخ مفيد متوفاى 413 دربارهء علت سرودن اين قصيده و آمدن هشام به مسجد نامى نمىبرد و نويسد : على بن الحسين حج كرد مردم از جمال او به شگفت درماندند و بخاطر بزرگوارى و عظمت او مىپرسيدند اين كيست و فرزدق آنجا بود كه اين بيتها را برخواند :
بيتهايى كه شيخ نوشته است شمارههاى 1 - 2 - 13 - 11 - 15 - 16 - 10 است با اندك اختلاف در كلمات « 3 »
ابو نعيم اصفهانى متوفاى 430 به ترتيب بيتهاى : 2 - 1 - 14 - 10 - 23 - 3 - 4 - 11 آورده و سبب سرودن آن را چنان كه ابو اسحاق قيروانى نوشته ثبت كرده است « 4 »
سيد مرتضى متوفاى 436 نخست سبب سرودن بيتها را مانند شيخ مفيد نوشته
هامش
( 1 ) . چنين است و صحيح منقرى .
( 2 ) . زهر الآداب ج 1 ص 59 - 62
( 3 ) . ارشاد ج 2 ص 150
( 4 ) . حلية الاولياء ج 3 ص 139