- ما اهل بيت ، خدا را در آنچه دوست ميداريم اطاعت ميكنيم و در آنچه ناخوش ميداريم سپاس ميگوئيم « 1 » .
فرزندى از او مرد و از وى جزعى نديدند پرسيدند چگونه است كه در مرگ پسرت جزعى نميكنى ! امام گفت چيزى بود كه منتظر آن بوديم ( مرگ ) و چون در رسيد آن را ناخوش نداشتيم « 2 »
چنان كه نوشتيم در آن سالها چند تن از بزرگان تابعين به فقاهت و زهد مشهور بودند و در مدينه مىزيستند چون : ابن شهاب « 3 » سعيد بن مسيّب « 4 » ابو حازم « 5 » همهء اينان فضيلت و بزرگوارى على بن الحسين را بمردم گوشزد ميكردند . سعيد بن مسيب ميگفت : على بن الحسين سيد العابدين است « 6 » زهرى مىگفت هيچ هاشمى را فاضلتر از على بن الحسين نديدم « 7 » از عبد العزيز بن خازم نيز همين اعتراف را نقل كردهاند « 8 » روزى در مجلس عمر بن عبد العزيز ، كه در آن سالها حكومت مدينه را به عهده داشت حاضر بود . چون برخاست و از مجلس بيرون رفت عمر از حاضران پرسيد :
- شريفترين مردم كيست ؟ حاضران گفتند :
- تو هستى !
- نه چنين است . شريفترين مردم كسى است كه هم اكنون از نزد من بيرون رفت همهء مردم دوست دارند به دو پيوسته باشند و او دوست ندارد به كسى پيوسته باشد « 9 »
اين سخنان كسانى است كه تنها فضيلت ظاهرى او را مىديدند ، و از درك عظمت معنوى وى و شناسائى مقام ولايت او محروم بودند . سادهتر اين كه اينان كه او را
هامش
( 1 ) . حلية الاولياء ج 3 ص 138 . مناقب ج 4 ص 166 و نگاه كنيد به كشف الغمه ج 2 ص 103
( 2 ) . كشف الغمه ج 2 ص 102 - 103
( 3 ) . محمد بن مسلم زهرى متوفى به سال 124 ه . ق
( 4 ) . متوفاى سال 94 ه . ق
( 5 ) . ابو حازم از تابعين است .
( 6 ) . كشف الغمه ج 2 ص 86
( 7 ) . انساب الاشراف ج 2 ص 146 نسب قريش ص 58 از يحيى بن سعيد . علل الشرايع ج 2 ص 232
( 8 ) . ارشاد ج 2 ص 142 . حلية الاولياء ج 3 ص 141
( 9 ) . مناقب ج 4 ص 167