و از سوى ديگر چنان كه نوشتم شهرهاى مسلماننشين هر روز در تباهى اخلاق و فساد اجتماعى بيشتر فرو ميرفت گوئى عامهء مردم گوشهاى خود را بسته بودند ، مبادا سخن حق در آن فرو رود . ميتوان گفت نيايشهاى امام على بن الحسين كه به صورت مجموعهاى از دعا بنام صحيفهء سجّاديه گرد آمده ، آينهاى است كه تصوير اجتماع آن روز - مخصوص مدينه - را در آن ميتوان ديد . بيزارى از كردار و گفتار زشت مردم آن روز و پناه بردن به خدا از آنچه مىبيند و مىشنود ، و روشن نمودن راه درست در پرتو تربيت دين و قرآن و پاكيزه ساختن جانها از آلايش . گوئى امام على ابن الحسين مىخواهد تا آنجا كه ممكن است ، به زبان دعا مردم را از شيطان ببرد و به خدا پيوند دهد .
نكوهش ستم :
خدايا ! من از تو پوزش مىخواهم كه در پيش روى من به كسى ستم شود و من او را يارى نكنم ، يا نعمتى به من ارزانى گردد و سپاس آن را نگويم . يا گناهكارى از من عذر خواهد و عذر او را نپذيرم . يا حاجتمندى از من چيزى طلبد و او را بر خود مقدم ندارم . يا حق مرد با ايمانى بر گردنم آيد و آن را بزرگ نشمارم . يا عيب مرد با ايمانى را ببينم و آن را نپوشانم « 1 »
قرآن :
كتاب تو كه روشنى راهست و براستى و درستى كتابهاى پيش از خود گواهست . از هر حديثى برتر است و مردمان را به دانستن حق از باطل رهبرست . احكام شريعت را در آن آشكار ساختى و براى بندگان خويش بتفصيل آن احكام پرداختى .
نورى كه در تاريكى نادانى و گمراهى ما را رهبرست . و هر كه پند آن را در گوش گيرد از بيمارى تواند رست . « 2 »
هامش
( 1 ) . اللّهمّ إنّى أعتذر اليك من مظلوم ظلم بحضرتى فلم أنصره و من معروف اسدى الىّ فلم أشكره . و من مسئ اعتذر الىّ فلم أعذره و من ذى فاقة سألنى فلم اوثره و من حق ذى حقّ لزمنى لمؤمن فلم اوفّره و من عيب مؤمن ظهر لى فلم استره ( از دعاى سى و هشتم ) .
( 2 ) . كتابك الّذى أنزلته نورا و جعلته مهيمنا على كلّ كتاب أنزلته و فضّلته على كلّ حديث قصصته و فرقانا فرّقت به بين حلالك و حرامك و قرانا اعربت به عن شرائع أحكامك و كتابا فصّلته لعبادك تفصيلا . . . و جعلته نورا نهتدى من ظلم الضّلالة و الجهالة . باتّباعه و شفاء لمن أنصت بفهم التّصديق الى استماعه ( از دعاى چهل و دوم ) .