تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
ندانم كه در وقت بازخواست از عهدهء ، اين عمل چگونه بيرون مىآئى ؟ يزيد بر خود به لرزيد و پرسيد اين چه كس است ؟ گفتند : خواهر امام حسين و دختر فاطمه زهرا است كه زينب نام دارد ناگه ، ام كلثوم بر پاى خاست و گفت : اى يزيد اجازت ده ، تا سر برادرم و ديدار بازپسين وى ببينم . دستورى يافت ، درجست و سر امام حسين « عليه السلام » بر گرفت و لب خود را بر لب وى نهاد و بيهوش شد . پس سربرآورد و گفت : اى يزيد اميد مىدارم كه در اين دنيا راحتى نبينى ، چنان كه ما را در رنج افكندى . يزيد گفت اين زن دراززبان هم خواهر حسين است . گفتند : آرى اين امّ كلثوم است . گفت : اى امّ كلثوم چون ديدى كه خداى ظنّ شما را به دروغ كرد و آنچه بر ما فكر كرده بوديد بر شما واقع شد ؟ امّ كلثوم فرمود كه خدا منافقان را دروغ‌گو خوانده ، كه
« إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ »
« 1 » و بر ايشان لعنت كرده و وعده عذاب فرموده كه و
« يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ
به حمد اللّه » « 2 » كه اهل بيت پيغمبر « صلى اللّه عليه و آله » از كذب و نفاق مبرّا و معرّاند . يزيد رو از وى بگردانيده توجّه به زين العابدين ( ع ) كرد و گفت : اين كودك كيست گفتند : علىّ بن الحسين است گفت : من شنيدم كه علىّ بن الحسين كشته شد گفتند وى را سه پسر بود على اكبر علىّ اصغر كشته شدند و اين علىّ اوسط بيمار بود . او را گرفته آورديم . يزيد گفت : اى صبى تو مىدانى كه پدر تو خواست كه بر منبرها را خطبه به نام او كنند و مسند خلافت مقام او بود ، شكر خداى را كه به مقصود نرسيد امام زين العابدين « عليه السلام » گفت : اى يزيد اين منبرها پدران ما نهاده‌اند يا پدران تو ؟ خلافت از پدران ما زيباتر بود كه در راه دين جهاد مىكردند يا از پدران تو ، كه به درگاه الهى شرك مىآوردند ؟ اما مهمّ ما و تو در قيامت پرسيده خواهد شد
« وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ »
.
روزى كه اندر و جگر از هول خون بود * حكّام را لواى امل سرنگون بود
تو از براى دنيى دون داده ، دين به باد * انديشه كن كه حال تو آن روز چون بود ؟
هامش
( 1 ) - سوره منافقون آيه 1 . ( 2 ) - سوره احزاب آيه 73 .