تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
وزير ملك رومم ، و هيچ كس از حال من آگاه نيست و در آن روز كه در خانه امّ سلمه در ملازمت پيغمبر « صلى اللّه عليه و آله » بودم . آن عزيز كه سرش به خوارى پيش تو مىبينم كودك بود و از در حجره درآمد و حضرت رسول بغل بازگشاد و او را در كنار گرفته بوسه بر لب و دندان او مىداد و مىگفت : از رحمت خدا دور باد آن كس كه تو را به ناحق بكشد . روز ديگر در مسجد پيغمبر بودم اين جوان با برادرش كه از او بزرگتر بود بيامدند و گفتند : يا جدّاه ! ما با يكديگر كشتى گرفتيم . هيچ يك ديگرى را نتوانستيم انداخت و مىخواهيم بدانيم كه قوّت كدام از ما زيادت است ؟ آن حضرت فرمود كه ، اى جانان جدّ ، كشتى گرفتن مناسبتى به حال شما ندارد و برويد و هر يكى خطّى بنويسيد هر كدام كه بهتر باشد قوّت او زياده‌تر بود . ايشان برفتند و هر يك ، خطى نوشته بياوردند و به دست پيغمبر اكرم دادند . حضرت تأمّلى فرموده گفت : اى جانان جد ، نزد پدر خود بريد كه او خط نيكو مىشناسد ، تا بگويد خط كدام از شما بهتر است ؟ ايشان برفتند و حضرت برخاست و من هم بيرون آمدم و ميان من و سلمان دوستى بود وى را پرسيدم كه چرا حضرت پيغمبر ميان نبيرگان خود حكم نكرده و نگفت كه خط كدام نيكوتر است ؟ سلمان فرمود كه ، آن حضرت هر دو را دوست مىدارد و تأمّل فرمود كه اگر گويد خطّ حسن نيكوتر است ، دل حسين ملول شود و اگر گويد كه خط حسين بهتر است غبار اندوه بر دل حسن نشيند لا جرم اين مهمّ را حوالهء به پدر ايشان كرد . من گفتم اى سلمان به حرمت يارى و برادرى و به حقّ دين اسلام كه تحقيق كن كه پدر ميان ايشان چگونه حكم فرمود : سلمان قبول كرد و از هم برگذشتيم . روز ديگر كه ملاقات واقع شد گفتم اى سلمان ! مهمّى كه ديروز با تو گفتم به كجا رسيد ؟ گفت اى برادر ايشان نزديك پدر كه رفته بودند همان نوع كه بر ضمير منير حضرت پيغامبر « صلّى اللّه عليه و آله » گذشته بود به خاطر عاطر او نيز گذشته . حواله به مادر ايشان فرموده و گفت : به نزد بتول عذرا رويد . تا او چه گويد همين كه پيش فاطمه رفته‌اند و به عرض رسانيده‌اند كه جدّ ما فرمود كه برويد و خط بنويسيد هر كه خطّ او بهتر ، قوّت او بيشتر . ما خط نوشته به خدمت جد برديم ما را حوالهء به پدر كرد همين‌كه