خود خرج نماى . جماعتى كه موكّل آن سرها بودند ، هى بر او زدند كه اين چه كار است كه پيش گرفتهاى ؟ و از دشمنان والى شام حمايت مىكنى از گرد اين اسيران در شو و گرنه سرت بيندازيم . يحيى را ذوق محبّت دريافته بود خادمان خود را فرمود تا شمشير وى بياوردند و تكبيرگويان بر ايشان حمله كرده پنج تن از ايشان به گشت ، عاقبت به درجهء شهادت رسيد و امروز تربت او به دروازهء حرّان معروف و مشهور است و تربت يحيى شهيد مىگويند و در آنجا دعا مستجاب مىشود .
در هر دو جهان گر آبرو مىطلبى * به گذر بسر خاك شهيدان غمش
نقل كردهاند كه ، چون اين لشكر در اثناى ره به نزديك موصل رسيدند ، كسى را به امير موصل فرستادند كه شهر را بياراى و به استقبال ما بيرون آى . و طبقهاى سيم و زر مهيّا ساز تا بر ما نثار كنى و به آمدن ما به منزل تو بر تمام اقران خود مباهات و افتخار كنى ، كه سر حسين بن على و فرزندان و برادران و اقربا و دوستان و هواداران او همراه داريم ، و اهل و عيال او را نيز مىآوريم امير عماد الدوله كه حاكم موصل بود اهل شهر را جمع كرده صورت را در ميان آورده و گفت : اى قوم زنهار كه بدين سخن تن در ندهيد و در اين قضيّت همداستان نباشيد ، موصليان همه اتّفاق كرده نزل و علوفه راست كرده ، پيش ايشان بازفرستادند و گفتند آمدن شما به شهر ما مصلحت نيست . پس در يك فرسخى شهر منزلى بود ايشان را در آنجا فرود آوردند و در آن موضع سر امام حسين « عليه السلام » را بر سنگى نهاده بودند و قطرهاى خون از سر مبارك امام بر آن چكيده شد ، هر سال روز عاشورا از آن سنگ خون تازه بر دميدى ، مردمان از اطراف و جوانب آنجا جمع شدندى و به مراسم مصيبت ، قيام نمودندى و همچنين مىبود تا زمان حكومت عبد الملك مروان او به گفت تا آن سنگ را از آن مقام برداشتند و ديگر از آن سنگ كسى نشان نداد ، امّا گنبدى در آنجا ساختهاند و آن را مشهد نقطه نام نهادهاند و هر سال ماه محرّم كه درآيد مردم آنجا رفته شرايط تعزيت بجا مىآورند . و شيخ اوحدى رحمه اللّه مناسب نو شدن تعزيت شهدا در هر سالى چند بيت فرموده و بعضى از آن اين است .