تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
نمودند كه عيسى ابن اللّه است و سخط پروردگار در اين محل براى شما معدّ و مهيّا شد كه قصد كشتن فرزند پيغمبر او مىكنيد و من حالا از منهج شكيبائى كه راه سالكان مسلاك « و أصبر و ما صبرك الّا باللّه » است انحراف نمىنمايم و به عروهء وثقاى محبت كه به حكم « انّ
اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ
» خلعت آن جز ، بر قامت با استقامت صابران راست نمىآيد ، تمسّك مىفرمايم ، كه اندك زمانى را نتايج ظلم به روزگار ستمكاران رسد و از اوج جاه عزّت و حرمت به قعر چاه إدبار و مذلّت گرفتار شوند .
كه كرد در همه عالم كمان ظلم بزه * كه تير لعنت جاويد را نشانه نشد
منتظرم كه به حكم ان اللّه يمهل و لا يمهل جزاى كردار و سزاى گفتار شما به زودى زود به شما رسد .
هر كه آئين ظلم پيش نهاد * بند بر دست و پاى خويش نهاد
چند روزى اگر سر افرازد * دهرش آخر ز پا در اندازد
پس امام حسين « عليه السلام » عنان مركب از ميدان برتافته ، به صف لشكر خود بازآمد و دل بر محاربه نهاد . و اين واقعه در روز جمعه بود دهم محرم سال شصت و يكم از هجرت ، سيّد عالم « صلى اللّه عليه و آله » و لشكر مخالف به قولى هفده هزار و به روايتى سى و دو هزار و اصحّ روايات آن است كه بيست و دو هزار از سوار و پياده از شام و كوفه در آن معركه حاضر آمدند . و ملازمان حضرت امام حسين به قولى هشتاد و دو تن ، به روايتى هفتاد و دو تن بودند ، به غير از آن حضرت ، سى و دو تن سواره و چهل تن پياده ، و در اغلب رسايل كه داستان اين مقتل مرقوم شده تفصيل اين مبارزان و كيفيت مبارزات ايشان مذكور نيست ، و به مجرد نامى و شعرى اكتفا كرده‌اند و اين كمينه « 1 » تفصح و تصفّح بسيار كرده تا تفاصيل آن واقعه را به طريق خير الكلام در اين اوراق ايراد نمود و رجز هر مبارزى را كه مىخوانده ، چون پارسى زبان را از آن فايده‌اى نيست و سر رشتهء سخن به سبب آن انقطاع مىيابد ، اينجا نياورده مگر جائى كه ضرورت باشد و اشعارى كه ترجمهء آن رجزها از گفتار قدما بود و مناسب اذهان لطيفهء اهل اين زمان
هامش
( 1 ) - كمينه : كمترين .