و لمّا عرف عمر بن عبد العزيز كون فاطمة عليها السّلام مظلومة ردّ على أولادها فدكا ، و مع ذلك فإنّ فاطمة عليها السّلام كان ينبغى لأبى بكر إنحالها فدكا ابتداء لو لم تدعه أو يعطيها إيّاها بالميراث .
متن : و ابى بكر فدك را از فاطمه گرفت با آنكه فاطمه عليها السّلام مدعى بود كه پيامبر آن را به او بخشيده است و على و امّ ايمن [ بر صحت ادعاى فاطمه عليها السّلام ] شهادت دادند ، [ اما او نپذيرفت ] و همسران پيامبر را در ادعاى اينكه حجره براى ايشان است ، تصديق كرد . از اين رو ، عمرو بن عبد العزيز فدك را [ به فرزندان فاطمه عليها السّلام ] باز گرداند .
شرح : اين ، دليلى ديگر بر رسوايى ابى بكر و عدم صلاحيت وى براى امامت است و آن اينكه : او در برخورد با امير مؤمنان و فاطمه ، دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، تعصّب نشان داد ، چون حضرت فاطمه عليها السّلام مالكيّت فدك را ادعا نمود و بيان داشت كه پيامبر آن را به وى بخشيده است ، ولى ابى بكر او را در اين سخن صادق ندانست ، با آنكه فاطمه عليها السّلام معصوم بود و ابى بكر مىدانست كه او اهل بهشت است ، و على عليه السّلام و امّ ايمن بر صحت گفتار فاطمه عليها السّلام شهادت دادند ، اما ابى بكر گفت : [ در شهادت بايد ] مرد با مرد يا زن با زن [ يعنى دو مرد يا دو زن شهادت دهند و شهادت يك مرد با يك زن پذيرفته نيست ] ، در حالى كه همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در ادعاى اينكه حجره براى ايشان است ، تصديق كرد و حجره را صدقه قرار نداد .
وقتى عمر بن عبد العزيز دانست كه به فاطمه ستم شده است ، فدك را به فرزندان او باز گرداند ، و با اين همه ، شايسته بود كه ابى بكر ابتداء فدك را به فاطمه عليها السّلام مىبخشيد اگر فاطمه آن را ادعا نمىكرد ، يا آنكه آن را به عنوان ميراث به او مىداد .
قال : و أوصت أن لا يصلّى عليها أبو بكر ، فدفنت ليلا !
أقول : هذا وجه آخر يدلّ على الطعن فى أبى بكر ، و هو أنّ فاطمة عليها السّلام لما حضرتها الوفاة أوصت أن لا يصلّى عليها أبو بكر ، غيظا عليه و منعا له عن ثواب الصلاة عليها ،
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: العلامة الحلي
ص٩٢