با اين همه اين روايت ، خبر واحد است و هيچكس از صحابه را نمىشناسيم كه با ابا بكر در نقل اين حديث همراهى كرده باشد . پس چگونه اين روايت مىتواند با قرآن ، كه متواتر است ، معارضه كند ؟ و چگونه است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين حكم را براى غير وارثان خود بيان كرد و آن را از وارثان خود پوشيده داشت ؟ اگر اين حديث نزد اهلش صحيح بود امير مؤمنان شمشير ، استر و عمامهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را نزد خود نگاه نمىداشت . و نيز پس از رحلت فاطمه عليها السّلام عباس با على عليه السّلام [ در امر ميراث پيامبر ] نزاع كرد [ و مدعى شد كه ميراث آن حضرت به او ، كه عموى پيامبر است ، مىرسد . ] اگر اين حديث نزد ايشان معروف بود ، چنين نزاعى براى آنان روا نبود .
روايت شده است كه فاطمه عليها السّلام فرمود : « اى ابا بكر ، تو از رسول خدا ارث بردى يا اهل او ؟ ابو بكر گفت : بلكه اهلش از او ارث بردند . پس فرمود : « سهم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چه شد ؟ » ابو بكر گفت : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىگفت : خداوند وقتى طعامى به پيامبرى دهد ، براى ولىّ امر پس از خودش خواهد بود ! و اين دلالت مىكند بر آنكه اين خبر اساسى ندارد . [ زيرا ابو بكر يك جا نقل مىكند كه « آنچه رسول خدا به جاى گذارده صدقه است » و جاى ديگر اين گونه نقل مىكند كه « براى ولىّ امر پس از خودش خواهد بود ! » ]
قال : و منع فاطمة عليها السّلام فدكا مع ادّعاء النحلة لها و شهد على عليه السّلام و أمّ أيمن ، و صدّق الأزواج فى ادّعاء الحجرة لهنّ ، و لهذا ردّها عمر بن عبد العزيز .
أقول : هذا دليل آخر على الطعن فى أبى بكر و عدم صلاحيته للإمامة ، و هو أنّه أظهر التعصب على أمير المؤمنين عليه السّلام و على فاطمة بنت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لأنّها ادّعت فدكا و ذكرت أنّ النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم أنحلها إيّاها ، فلم يصدّقها فى قولها مع أنّها معصومة و مع علمه بأنّها من أهل الجنة ، و استشهدت عليا عليه السّلام و أمّ أيمن فقال : رجل مع رجل أو امرأة مع امرأة ! و صدّق أزواج النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فى ادعاء أنّ الحجرة لهنّ و لم يجعل الحجرة صدقة !
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: العلامة الحلي
ص٩١