متن : و به خاطر آنكه على عليه السّلام جانشين رسول خدا در مدينه بود ، پس جانشين او در سراسر كشور اسلامى خواهد بود .
شرح : اين ، دليلى ديگر بر امامت على عليه السّلام است ، و تقرير آن چنين است :
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم [ يك بار كه مدينه را براى شركت در جنگى ترك مىكرد ] ، على را جانشين خود در مدينه قرار داد . پس منافقان سخنان كذبى دربارهء على عليه السّلام [ و ماندن او در مدينه و شركت نكردن در جنگ ] پراكنده ساختند . على عليه السّلام به سوى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيرون شد و گفت : « اى فرستادهء خدا ، منافقان گمان كردهاند كه شما از آن رو مرا جانشين خود [ در مدينه ] قرار دادهايد كه همراهى من بر شما گران مىآيد و خواستهايد كه من از شما دور باشم . » پيامبر فرمود : « دروغ گفتند . من تو را جانشين خود در آنچه پشت سرم وا گذاشتهام ، قرار دادم ، پس بازگرد و به امور خلافت بپرداز . اى على ، آيا خشنودت نمىكند اينكه نسبت تو با من ، نسبت هارون با موسى باشد جز آنكه پيامبرى پس از من نيست . » هر گاه على عليه السّلام جانشين پيامبر در امور مدينه در آن حال باشد و پيامبر ، پيش از رحلت خود و نيز پس از آن ، او را از اين مقام بر كنار نكرده باشد ، ولايت او بر مدينه استمرار خواهد داشت [ و پس از رحلت پيامبر نيز باقى خواهد بود . ] در نتيجه ديگران خليفهء پيامبر در امور مدينهء نخواهند بود . و چون خلافت غير على عليه السّلام در امور مدينه منتفى باشد ، خلافت غير او نسبت به ساير قلمرو حكومت اسلامى نيز منتفى خواهد بود ، به خاطر اجماع [ بر اينكه هر كس خليفهء پيامبر باشد ، خليفهء او در مدينه نيز خواهد بود . ] پس خلافت براى على عليه السّلام ثابت مىگردد .
گفته نشود : پيامبر چند نفر را در مدينه و در غير مدينه خليفهء خود قرار داد ، و با اين حال ايشان نزد شما امام نيستند .
چون مىگوييم : برخى از ايشان را پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر كنار نمود و بقيهء آنها را هيچكس امام ندانسته است .
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: العلامة الحلي
ص٨٣